نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

داستان آن پنجاه سال...!

پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۶:۵۰ ق.ظ

این سان پس از مدت ها قصد کرده «فتح خون» شهید سید مرتضی آوینی را بخوانم.ای کاش می توانستم با هامن حس و حال سید بخوانمش.چرا که این حرفها از دل بر می آید و لاجرم بر دل می نشیند.حکمت انسی می خواهد تا عاشورا را بفهمی و عاشورایی شوی.می خواهم امسال همراه سید به کربلا بروم و از نزدیک عاشقی سبک بالان بلند پرواز آسمان معرفت و سفلگی بوزینگان دنیای دون را ببینم.می خواهم امسال پرواز را به خاطر بسپارم که پرنده مردنی است.

 پس بسم رب الحسین

آغازهجرت عظیم

«در سنه چهل و نهم هجرت، ‌هنگام شهادت امام حسن مجتبی، ‌دیگر رویای صادقه پیامبر صدق به تمامی تعبیر یافته بود و منبر رسول خدا، یعنی کرسی خلافت انسان کامل، اریکه ای بود که بوزینگان بر آن بالا و پایین می رفتند. روز بعثت به شام هزار ماهه سلطنت بنی امیه پایان می گرفت و غشوه تاریک شب، پهنه ای بود تا نور اختران امامت را ظاهر کند، و این است رسم جهان : روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی که روز را به شب می رساند !

بخوان قل اعوذ برب الفلق، که این سرخی ازخون فرزند رسول خدا، حسین بن علی رنگ گرفته است و امام حسن مجتبی نیز با زهری به شهادت رسید که از انبان دغل بازی معاویة بن ابوسفیان بیرون آمده بود، اگر چه به دست «جعده» دختر «اشعث بی قیس»

آه از سرخی شفقی که روز را به شب می رساند وآه از دهر آنگاه که بر مراد سِفلگان می چرخد !

نیم قرنی بیش از حجة الوداع نگذشته است و هستند هنوز ده ها تن از صحابه ای که در غدیر خم دست علی را در دست پیامبر خدا دیده اند و سخن او را شنیده، که: من کنت مولاه فهذا علی مولاه ...»

این پنجاه سال داستان بس عجیبی دارد.گویی همه تاریخ در این زمان خلاصه می شود.کربلا مبدأ مختصات مکانی و عاشورا مبدأ مختصات زمانی تاریخ است.همه تاریخ-حتی اکنون که من و ما در آن قرار گرفته ایم-با عاشورا تفسیر می شود.وه که شکوه و عظمتی دارد عاشورا.شور و شعور توأمان است.ترکیبی از ستیز و عاطفه.

مقام خلیفه اللهی انسان تنزل یافت وانسان پست شد و جهالت بر نور پرده افکند.بدعت ایجاد شد و امامت به خلافت تبدیل.سرچشمه سقیفه است.همان سقیفه که نقطه انحراف تاریخ پس از خود است.

چه شد؟چه اتفاقی اقتاد؟ چه سکوتی؟چه بلایی؟چه فتنه ای؟

  • مهدی دلبند

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی