نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

گفتگو پیرامون گفتمان امام(ره)

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۲۱ ب.ظ
 

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، دومین میزگرد خبری با موضوع انقلاب اسلامی، استکبار ستیزی، و استقلال در اندیشه های امام خمینی (ره) به مناسبت ۱۴ خرداد سالروز رحلت معمار کبیر انقلاب اسلامیدر این پایگاه اطلاع رسانی با حضور سه تن از کارشناسان شاخص استان برگزار شد.

معرفی مهمانان جلسه:

*سحر دانشور: پژوهشگر در حوزه گفتمان انقلاب اسلامی و فعال رسانه ای 

* داریوش ارجمند: فعال سیاسی اصلاح طلب

*مهدی دلبند : فعال جنبش دانشجویی استان

 

 

در ادامه مشروح این میزگرد ارائه می گردد؛

 

سوال: اساسا در همه جای دنیا انقلاب های بزرگ، غالبا اهداف بزرگی داشته اند که به خاطر تحقق آن آرمان ها شکل گرفته اند.

ویژگی و هدف به وجود آمدن انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی (ره) چه چیزی بوده است؟

 

*ارجمند: امام ره ویژگی هایی را برای انقلاب اسلامی برشمردند و بیان کردند که من تعدادی از این ویژگی ها را از قول ایشان بیان می کنم.

اولین ویژگی که بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران بیان کردند، مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران بود، یعنی نقش مردم را بسیار پررنگ تر از سایر مسائل می دانستند و انقلاب را ماحصل خواست عمومی و برآمده از خاستگاه مردم می دانستند.

 

 

دومین ویژگی که برای انقلاب اسلامی بیان کرده اند، اسلامی بودن آن را مطرح کرده اند.

سومین ویژگی انقلاب اسلامی که از طرف بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران بیان شده است عدم اتکا به دیگران است، اگر انقلاب های یکی دو قرن گذشته را بررسی کنیم خواهیم دید که معمولا یک خاستگاه فرا مرزی داشتند، اما این انقلاب یکی از ویژگی های خاص بودنش مردمی بودن آن است.

برای من جای تاسف است که خیلی از دانشجویان ما حتی واژه بسیار بومی امپریالیزم را نمی دانند و حتی نمی توانند آن را بنویسند.

این واژه" امپریالیزم " در ذهن بسیاری از ما در آمریکا خلاصه می شود، در حالی که این کلمه تعاریف بسیار متفاوت و مختلفی دارد.

چند تعریف جامعه شناسانه از این کلمه وجود دارد، در اولین برداشت منظور کشوری است که برای پیشبرد اهداف اجتماعی و اقتصادی خود از مرزهای خودش فراتر می رود، تعریف دیگه اینکه در کشورهایی که خرده سرمایه داری باعث ایجاد کارکترهای اقتصادی شده است، این موجب رکود تورمی در اقتصاد آن شده است و این کشور مجبور است که برای تامین منابع و تامین مواد اولیه دست به تجاوز به سایر کشور ها برای تامین مواد اولیه خود بزند و تعریف دیگر اینکه یک کشوری برای مطیع کردن یک کشور دیگر برای بهره برداری سیاسی و اقتصادی و انسانی از کشور دیگر است.

 

بحث انقلاب بر خلاف اینکه انقلاب یعنی دیگرگون شدن اما دیدگاه دقیق به انقلاب با دیگرگون شدن متفاوت است در دیگر گون شدن کمیت و کیفیت یک مقداری کم و زیاد می شود اما انقلاب در واقع دیگر شدن است یعنی کل ماهیت عوض می شود . عوض شدن ماهیت در واقع انقلاب معنا پیدا می کند در این دیدگاه یعنی در واقع جایگزین نمودن یک نظام با تمام شاخصه هایش با یک نظام دیگر است.

یک ویژگی دیگری که در انقلاب باید در نظر بگیریم و تمایز انقلاب ما با سایز انقلاب هاست" اسلامی " بودن است.

اسلامی بودن به این معنی که نیروی محرکه همه انقلاب ها چیزی غیر از ایدئولوژی الهی بود و اگر گاهی مکتبی هم بوده مکتب اقتصادی، اجتماعی و یا دیدگاه های ملیتی بوده است.

اما انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی بود که در زمان خودش توانست عوض شود، که بر گرفته از رهنمودهای دینی وآموزه های دینی بوده است.

ما دیگرگون نکردیم دگرگون در آن مصداق پیدا می کند و اسلام درآن رکن اصلی است.

اما خود حضرت امام در همان اوایل انقلاب این حرکت بزرگ قرن اخیر را اسیب شناسی کردند و من تعدادی از آنها را بیان می کنم:

اول وجود روحانیت متهجر و مقدس نما و روحانی نما که این مدت در چند سال اخیردر صدا و سیما و سایر مکان ها این کلمات را شنیده ایم.

دومین آسیبی که ایشان مطرح  کرده اند اعمال خلاف برای بد معرفی کردن دین اسلام و دیگری اعمال خلاف برای بد کردن دین اسلام است، یعنی به اسم اسلام خلاف کنیم .

سوم خود رأیی و خارج از مقررات و قانون عمل کردن را به عنوان دیگر آسیب ها مطرح کرده اند، و چهارم گسترش فرهنگ غرب و غربزدگی را گفتند که دیگه بحث غربزدگی خیلی معروف شد و بارها بیان شد.

 

دین اسلام دین تک بعدی نیست در همه زمینه ها با هر متر و معیاری که در نظر بگیریم نظریه داده شده است، یک بعدی نگاه کردن به اسلام نگاه نا متوازن به اسلام است.

 

 

 

*دلبند: برای شناخت انقلاب اسلامی باید به امام و آثار منتشر شده از ایشان رجوع کرد، وصیت نامه امام را دید و مطالعه کرد.

امام خمینی یک فقیه اسلام شناس و آگاه به مسائل دینی و اسلامی بودند.

 

 

 

اما کدام اسلام ؟

این را نیز امام مشخص می کنند ما یک اسلام متهجر لیبرال داریم اما هر دو را در ذیل اسلام بیان کردند، با توجه به اینکه اسلام های دیگری نیز وجود داشتند.

اما امام خمینی (ره)  واژه اسلام ناب را مطرح کردند که اسلام مستضعفین است.

اسلام پابرهنگان است.

نکته اول برداشت از اسلام است، که منجر به انقلاب اسلامی شد.

ما برداشت ها و قرائت های دیگری از اسلام داریم که اسلام از این قرائت ها بیرون نمی امد، اسلامی که قائده و اصل آن مبارزه با ظلم و طاغوت است.

اسلامی که طرفدار محرومان و مستضعفین است و اسلامی که در مقابل هر گونه ظلم می ایستد.

اسلامی که امام به دنبالش بودند و در آن حضور داشتند بر این اساس بود و در هر دوره زمانی نیز چارچوب های مشخص خودش را دارد.

اسلامی که امام ارایه داده است در آن دوران توانسته است آن انقلاب را به وجود آورد، ولی متاسفانه در حال حاضر در جوامع اسلامی قرائت های متفاوتی از اسلام وجود دارد و وضعیت کشورهای مسلمان را با این قرائت ها می بینیم.

بیداری اسلامی که در کشورهای منطقه رخ داد و به سرانجام نرسید دلیل آن قرائت های ناصحیح از اسلام بوده است.

اسلام علاوه بر بعد فردی بعد اجتماعی را نیز مورد توجه قرار داده است، که در زمان امام که برخی سعی می کردند دین را از زندگی مردم حذف کنند و خدا را از عرصه زندگی حذف کنند، امام امت اسلامی را بر اساس قوائد اسلام مطرح کرد.

 

اسلامی که به این مسایل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ...  نپردازد اسلام نیست اسلامی که به ظالمان گزند نزد اسلام نیست بلکه باب طبع ظالمان هم خواهد بود.

قرائت هایی که مردم را درآن زمان به سمت امام خمینی برد و مردم را جمع کرد و مردم را به امام دلبسته کرد همین قرائت ها بودند.

 

 

 

*دانشور: انقلاب اسلامی اساسا دنبال این بود که انسان جدیدی را تربیت کند.

انسانی را تربیت کند که بتواند در ابعاد مختلف انقلاب اسلامی اگر ابعادی مثل استکبار ستیزی، استقلال و انقلاب اسلامی و قرائت امام خمینی مطرح می شود.

انسانی مبتنی بر شاخص  های اسلام بسازد، من معتقد هستم که انقلاب اسلامی وارد جنگ تربیت انسان ها شده است.

 

 

 

اگر در دوران قبل از انقلاب اسلامی تربیت های مختلفی برای انسان ها معرفی شده بود امام آمد و با قرائت ویژه ای که داشتند بابی را باز کردند که انسان بتواند در این مسیر حرکت کند و بتواند تمدنی را بسازد که این تمدن شاخص های متفاوت و خاص خودش را دارد.

شاخص هایی که نه تنها با جهان امروز متفاوت است بلکه در تقابل با سایر تمدن ها در جهان امروز است، که غرب و مکاتب دیگر را به چالش می کشاند.

 

*ارجمند: به نظر من ما یک مبارزه هم در زمان کمونیسم و کاپیتولاسیون داشتیم، باید ویژگی های عصر امام را نیز درنظر بگیریم، جامعه ایران در زمان مبارزه در عصر امام چگونه بوده است.

روح عزت ایران نامناسب بود در زمینه اقتصاد نیز ما یک اقتصاد رشد نکرده و توسعه نیافته داشتیم توسعه سیاسی نداشتیم چرا که ما وابسته به دلارهای حاصل از فروش نفت بودیم و اعتماد به نفس مردم در آن زمان کم بود.

  ملت ما در طول تاریخ نشان دادند که آدم ها توانمندی هستند و پای انقلاب می مانند در آن مقطع ایران عملا در سایر حوزه ها که فعالیت داشتیم فقط در حد یک انبار دار بودی.

حکومت یک حکومت پهلوی بود و دستورات آن لازم الاجرا بود.

  مجلس سوری نیز که وجود داشت تحت فرمان یک نفر بود تقابل تجدد و تمدن وجود داشت.

تجدد مثل جامعه امروز خود ما که مثلا از عشایر به شهر آمده ام اما روحمان هنوز عشایری است، چیزی که شاکله مدنیت است را شاید نداشته باشم.

گسست طبقاتی در آن زمان بود یک طبقه کاملا مرفه و یک طبقه در تنگنا داشتیم.

انقلاب که به وجود می آید برای ترمیم کاستی هاست قرائتی که امام از اسلام داشتند هم نیز باز هم در مواردی مهجور واقع می شود اسلام فقط احکام نیست اسلام احکام و اخلاق است چیزی که موجب افزایش رذایل اخلاقی در جامعه شده است دروغ، دروغگویی، تهمت، افترا و خیلی از رذایل دیگر هم هست در مقابل این ها ما هفتاد هزار پایگاه بسیج، صدها هزار پایگاه نماز جمعه و روحانی داریم وعاض هم هستند اما اینکه چرا این رذایل کم نمی شود چون رذایل کارکرد انتفاعی پیدا کرده اند این کارکرد انتفاعی و فاصله گرفتن از شعارهای اول انقلاب عامل این رذایل هاست بر روی قرائت ها نگاه های متفاوت است و برخی به گونه های مختلف به آن نگاه می کنند.

 

واقعیت جامعه ما با شعار اول انقلاب که هم خواست مردم بوده است هم خواست امام بوده مقداری فاصله گرفته است.

بدون قضاوت در خصوص اینکه مسبب این فاصله چه بوده است، اما واقعیت این است که این فاصله وجود دارد و قابل انکار نیست، چه کسی می تواند بگوید که در جامعه ما فساد، پارتی، ریا، ربا نیست و رحم و گذشت هست.

اگر هشت سال دفاع مقدس را با بعد از جنگ مقایسه کنیم می بینیم که خیلی از رفتارها تغییر کرده است.

به اعتقاد من شعارهایی که رهبر انقلاب یه دنبالش بودند و می دادند محقق نشده است و اگر شده هم نیز بسیار کم بوده است.

 

سوال: با توجه فرمایشات امام راحل آرمان و هدف اصلی انقلاب اسلامی " اسلام" و " دین" بوده است، با این وجود چرا در جامعه امروز شاهد بی توجهی به این موضوع اساسی هستیم؟

 

*دلبند: در واقع ما در آن دوران با غرب فقط یک دعوا داشتیم آن هم بر روی سبک زندگی بود، ما در ان دوران رشد داشتیم اما با این وجود انقلاب شد که این نشان داد مردم چیز دیگری می خواستند.

مردم به سبک زندگی غرب راضی نبودند و فرهنگ و باورهای غرب را باور نداشتند.

 

 

 

در زمان پهلوی نابرابری بی عدالتی وجود داشت مردم بر اساس دینی قیام کردند که حفظ ارزش های انقلاب بود در آن دوران ایران با همه کشورها رابطه داشت تحارت داشت از نظر اقتصادی وضعیت خوبی داشت اما با این وجود مردم به خیابان ها آمدند و شعارهایی همچون استقلال، آزادی اسلامی و عدالت سر دادند.

اینکه آیا این شعارها هنوز هست و ادامه دارد باید گفت که ما با مدرنیته در افتادیم این باورها و شعارها در مردم تا پایان جنگ بله وجود داشت اما بعد از جنگ به مرور زمان تقلیل در این ارزش ها ایجاد شد.

رهبر انقلاب می فرمایند ما در کارهای سخت افزاری کارهای زیادی انجام دادیم اما در بحث نرم افزاری که عبارت است از سبک زندگی و فرهنگ زیاد کار نکردیم.

طبیعی است که نحوه زندگی ریل گذاری نشود و مشخص نشد رذایل برجسته می شود فساد وارد جامعه می شود.

تعریفی که امام از اسلام داشتند یک بعد آن نیز انقلاب در سبک زندگی بود مسایل مختلف در جامعه دارد که بر روی این سبک زندگی مردم تفاوت ایجاد می کند.

 

*دانشور: طبیعی است که بعد از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس وارد دورانی شویم که متفاوت از آن دوران است، شعارها فراموش نشدند و فقط با تغییر فضا مقداری نیز کم رنگ تر شده اند دهه اول انقلاب جامعه در جو بود، در انقلاب بود، فضا که عوض شد شکل کنش ها و واکنش ها نیز تغییر کرد.

در کنار دولت خود مردم روحیه را حفظ می کردند، به دولت نیز انتقاد وارد است که سیاست هایی بیان کردند که این فاصله را بیشتر تشدید کرد.

 

 

 

اعتقاد من این است بعد از دفاع مقدس  که مردم نقشی که در دفاع مقدس داشتند را فراموش کردند که این بزرگترین آسیبی بود که ما با آن مواجهه شدیم به میزانی که ما در دفاع مقدس به مردم اهمیت داده بودیم با توجه به اینکه جنگ را خود مردم اداره می کردند اما ما مردم را کاملا کنار گذاشتیم، ابعاد تربیتی که باید شکل می گرفت رها شد، نقش مردم کم شد، باعث شد که ما از آن شعارها فاصله بگیریم.

ما باید ریزش ها و رویش ها را باهم ببینیم متاسفانه یکی از ویژگی ما این است که قبل از اینکه رویش ها را ببینیم ریزش ها را می بینیم، در حالی که ما با انسان طرف هستیم نمی توانیم بگوییم چون انقلابی در گذشته رخ داده است، پس این انقلاب تا کنون باید صد در صد رشد داشته باشد.

ریزش طبیعی است انتظار اینکه یک جامعه بدون ایراد داشته باشیم اصلا ایده آل نیست، درست است که باید برای برطرف کردن این ریزش ها تلاش شود، اما باید بپذیریم که در جامعه ما ممکن است هر لحظه افت اخلاقی داشته باشیم، باید این ریزش ها را بررسی کنیم.

علاوه بر ریزش ها رویش ها را هم نیز در نظر بگیرم و بررسی کنیم به نظر من همان مقدار که افت داریم رشد عمیق نیز داریم در روحیه جوانان امروز با جوانان صدر اسلام خیلی متفاوت تر است.

نوع نگاه این جوان به انقلاب خیلی متفاوت تر از نگاه جوانان صدر اسلام است، بنابراین  خود نیز نوعی رشد است.

اما ما به این به عنوان رشد نگاه نمی کنیم ما در مسیر حرکت هستیم پس در این مسیر رویش ها و ریزش های نیز وجود خواهد داشت باید هر دو را ببینیم ممکن است که ریزش ها بیشتر باشد اما رویش ها نیز عمیق است.

 

 

*دلبند در پاسخ به صحبت های خانم دانشور: رویش های انقلاب اسلامی زیاد است و من نیز ان را قبول دارم اما ریزش ها نیز با توجه به تصوارتی که ما داریم قابل توجه است، برجسته هستند، همان جایی که ما مشکل داریم همانجا ساز و کارهای تربیتی تاثیر دارند، اینکه صرفا خود مردم مقصر هستند جای بحث است.

 

 

 

هم مردم و هم مسئولان مقصر هستند سیاست هایی که دولت ها بعد از انقلاب در کشور پیاده کردند که تبعات فرهنگی و اجتماعی داشت به هر نیتی که بوده تبعاتی داشته است و برداشت های متفاوتی از اسلام داشته است قرائت و برداشت ها از اسلام بعد از امام متفاوت شده است.

ضعف هایی وجود دارد این است که انقلابی که کردیم تمام و کمال نبود، مثلا اینکه آموزش و پرورش ما در حال حاضر کجا شبیه به آموزش و پرورشی است که ما برایش انقلاب کردیم انقلاب کردیم که نظام آموزش عالی اسلامی داشته باشیم، کارهای فرهنگی ما دچار اشکالاتی شده اند.

 

*ارجمند در پاسخ به سخنان دلبند: اگر ما از این زوایه نگاه کنیم که یک فرد متعلق به یک گروه بگوید که مثلا شهید مال من است، امام ، انقلاب، جبهه مال من است اصلا قابل قبول نیست و از این زوایه دیگر هیچ چیزی را نمی بینیم.

ما یک پیش از انقلاب داریم یک انقلاب و یک پسا انقلاب اما آیا این انقلاب همواره باید ادامه داشته باشد یا اینکه قبل از انقلاب یک تعریف دارد و بعد از انقلاب تعریف دیگر.

انقلاب یک راه کار و سازوکار دارد و پس از انقلاب نیز ساز و کار و راه کار دیگری دارد.

 

 

 

این مرزی است که سلیقه ها را از هم جدا کرده است همین نگاه به قبل و بعد از انقلاب است.

ما گفتیم که انقلاب یعنی دگر شدن نظام ما متفاوت از دیگر نظام هاست ما نظامی که مبتنی بر دین نبود را کنار گذاشتیم و نظام اسلامی و دینی را جایگزین کردیم بعد از انقلاب ما با چالش مواجهه می شویم هر روز که نمی شود انقلاب کرد، انقلاب تمام شد ارزش های انقلاب بعد از آن با ساختارهای دیگری بیان می شود نه با انقلاب.

انقلاب کردیم یک سری مولفه ها را عوض کردیم و الان چالش هایی نیز پیش رو هست.

ارجمند با اشاره به سخنی از امام خمینی گفت: آزادی، استقلال، گذشته های تلخ روز های استبداد، دشواری راه جوانان، علم، تقوا و شعور اسلامی نکته هایی است که در سخن امام اماده که باید خیلی به آن توجه کرد.

وقتی انقلاب ما بر بنای ایدئولوژی اسلامی است پس نباید توقع از هیچ کشوری را داشته باشیم و راه و مسیر ما پس خیلی دشوار تر است.

بخشی از دنیای اسلام نه تنها با ماه همراه نیست بلکه مخالف اساسی ماهستند، و دنیای شرق هم با ما مشکل ساختاری دارد.

امام می فرمایند نه شرقی نه غربی نه اینکه با این کشورها رابطه نداشته باشیم منظور امام اینکه نه تفکر آمریکایی و نه تفکر شوروی است.

خیلی خوشحالم که به عنوان یک اصلاح طلب اینجا هستم چرا که برخی می گویند این موضوع مال ماست و شما اینجا چه می کنید یا مراسم شهدا می گویند شما اینجا چیکار می کنید.

نگاه به انقلاب در پیش از انقلاب هنگام انقلاب و بعد از انقلاب سه مکانیزم کاملا متفاوت است و هیچگونه سازگاری با روح جامعه بشری ندارند.

 

 

دلبند در پاسخ به صحبت های ارجمند گفت: باید دید مرز انقلاب تا کجاست می توانیم به امام و اندیشه های ایشان مراجعه کنیم.

تا شرک هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم. مرزهای انقلاب اسلام فراتر از ایران است ما حرف از جهان میزنیم حتی مرزهای فراتر از جهان اسلام است.

 

اگر می خواهیم در جمهوری  اسلامی نقد کنیم نظام و مسئولان را باید ببینیم خواسته ی امام چه بوده و ما کجا هستیم قبول ندارم که مرز بندی کاذب به اسم اصول گرا و اصلاح طلب داشته باشیم یکی از خطاهای ما همین مرز بندی است.

اصلا مرز این مرز بندی کجاست اصولگرا اصلاح طلب همه می گوییم امام اما کدام امام؟ درحالی که خط امام مشخص است.

 

 

سوال: در اسلام و در مبانی فکری حضرت امام (ره) استقلال و عزت پایدار در گرو یک سری مولفه های ( علمی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ...) هستند.

به نظر شما کدام یک از این مولفه ها اهمیت بیشتری در گفتمان امام راحل داشته اند؟

 

*دلبند: امام راه را تا اخر به ما نشان دادند برخی از نظریه پردازها کلمه استقلال را قبول ندارند و می گویند این واژه دیگر کاربرد ندارد، امام از خودکفایی و عدم وابستگی می گفتند روح انقلاب عدم وابستگی بوده است.

با توجه به تعبیر امام خمینی و تجربه های خود ما به ما می گوید که آمریکا همچنان گرگ است امام چندین تعبیر از آمریکا داشتند از شیطان بزرگ تا طاغوت زمان.

هر انقلابی هزینه هم دارد به ویژه انقلاب اسلامی که تو دهن شرق و غرب زد باید هم هزینه داشته باشد و این هزینه را می پذیریم و مردم هم آماده پذیرش تبعات آن هستند.

 

 

 

اما نمی پذیرند که عزت و شرفشان کنار گذاشته شود به بهانه رفع مشکلات، و رفاه مردم و مشکلات معیشتی.

انقلاب اسلامی انقلاب ناب بود نه نام...

اگر انقلاب نام بود شاید همان طاغوت برای نام بهتر بود،تجلی انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

 

 

*ارجمند: اتکا به خدا از شاخص های اصلی استقلال است، اتکا به خود و اعتماد به نفس یکی در از شاخصه های استقلال است.

ملتی خودش را باور کند که می تواند، برای استقلال سختی ها و ریاضت هایی را باید تحمل کرد همچون ملتی از درون خانواده های خود باید یک سری سختی ها را تحمل کنند.

امید دیگر شاخص است، و در مقابل ناامید کردن مردم در واقع شامل خیلی از مولفه هایی است که یک ملت را فلج می کند.

 

 

 

امام خمینی قدردانی از نخبگان و عدم ورود کالاهای مصرف ساز را از دیگر مولفه های استقلال یک کشور بیان کرده اند.

قدر دانی از نخبگان یک مملکت دست زدن برای او نیست بلکه زیر ساخت های تولیدات را فراهم کردن تولید را پر و بال دادن است.

امام راحل خود کفایی را مطرح کرده اند و گفته اند خودکفایی فردی است که تا جایی می توانید در زندگی شخصی خودمان خود کفا شویم.

استقلال اقتصادی را امام خمینی ارجح تر بر استقلال سیاسی و نظامی بیان کرده است و استقلال فکری را ما فوق این استقلال ها دانسته اند، این استقلال ها باعث ایجاد استقلال ملی می شود و پس از این ملتی احساس شخصیت می کند.

 

 

 

سوال: اندیشه ظلم ستیزی حضرت امام (ره) که برخاسته از تفکر دینی و باور ناب مذهبی ایشان بود در جامعه امروزی در چه وضعیتی قرار دارد؟

 

*ارجمند: امپریالیزم منظور جغرافیا نیست منظور جغرافیای فکری است.

وقتی امام اساس تفاوت را مبارزه با امپریالیزم می دانند، خب ژاپن امپراطوری است اما به دنبال امپریالیزم نیست، اصل امپریالیزم بحث جغرافیای فکری است.

هر کشوری که می خواهد باشد امپریالیزم امپریالیزم است.

اول می فرمایند نه شرقی نه غربی یعنی نه اندیشه غرب نه اندیشه شرق پس جغرافیای فکری مطرح است.

 

 

مهم این است که ایران اسلامی دو واژه ای هستند که در کنار هم مفهوم پیدا می کنند و باهم دارای ارزش هستند.

حداقل خواست من این است که همه ما با هر گرایشی که داریم تلاشمان این باشد که ایران اسلامی ارتقا پیدا کند.

خون دلهای زیادی خورده شد که ایران اسلامی شد و نباید پا بر روی هم بگذاریم و در راه ارتقای ایران تلاش کنیم.

 

 

 

*دلبند : یکی از اصول مکتب امام که در معرض تحریف است استقلال است، یکی از اصولی که بسیار به آن حمله می شود و نظریه های مختلفی داده می شود بحث استقلال است و می خواهند پوسته ای به اسم ایران اسلامی بگذارند و درون آن را خالی کنند.

اتفاقی که برای استقلال افتاده این است که افرادی به عنوان نظریه پرداز می گویند که در امروزه با وجود این شرایط تاکید بر استقلال معنی و مفهومی ندارد خطر این بحث همین است که در اینجا یکی از اصول جمهوری اسلامی حذف می شود.

در چند سال اخیر بحث هایی مطرح شده است و تعامل با دنیا مطرح شده است اینکه مرزها را برداریم رابطه ها را آزاد بگذاریم تبعات این اقدام این است که استقلال کشور را زیر سوال می برد که اخیرا شاهد آن بوده ایم.

رهبر انقلاب کلمه نفوذ را مطرح کرده اند یکی از اصلی ترین خطرات نفوذ آسیب رسیدن زدن به استقلال است، وقتی این مرزها پرداشته شود دشمن در قالب های مختلف نفوذ پیدا می کند که با این شرایط همان طرح فروپاشی شوروی پیش می آید و وابسته می شویم، تا حدی که مدیر را هم از خارج بیاوریم.

 

 

 

بحث امید باید واقعی باشد چشم به نکته های خیالی نبندیم به کد خدا نگاه نکنیم به خدا نگاه کنیم استکبار در جامعه ای نرفته است مگر اینکه اول استکبار آن ملت را از بین برد است.

این خطر الان متوجه کشور ماست به ویژه در چند سال اخیر و مشاوره هایی که به مسئولان داده می شود و کارهایی که پشت پرده است.

امام می گویند چند کشور استکبار را به نام دنیا نخوانیم دنیا فقط اینها نیست. ما الان واردات بی رویه در کشور داریم خیلی از محصولاتی را که می توانیم بسازیم را داریم وارد می کنیم چرا؟

به بهانه برجام و گشایش های اقتصادی، دو سال است کشور از نظر پیشرفت خوابیده است، چرا؟ چون برداشت های متفاوت از اصول امام در بدنه دولت وجود دارد.

روح اصلی ایران استکبار ستیزی است.

منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی صبح زاگرس sobhezagros.ir

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۳/۱۱
  • ۱۴۲ نمایش
  • مهدی دلبند

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی