نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۲ مطلب در اسفند ۱۳۸۸ ثبت شده است

چهارمین جلسه کرسی های آزاداندیشی را دیروز دردانشگاهمان -دانشگاه یاسوج- برگزارکردیم.الحمدلله این جلسه نیزمانند سه جلسه گذشته درکمال آرامش وامنیت برگزارشد.وروح علمی ومنطقی برجلسه حکمفرمابود.موضوعات سه جلسه گذشته عبارت بودند از:جنبش های دانشجوییُ هداف ووظایف-گفتمان امام وجنبش های دانشجویی ونهضت حمینی نهضت حسینی بود.وموضوع جلسه چهارم آزاداندیشی مبانی رویکردها و آسیب ها بود.

جلسات درسطح دانشجویی و از طرف انجمن اسلامی مستقل دانشگاه برگزارمی شود وتا پایان سال تحصیلی هرهفته تشکیل خواهد شد.

پس از چهارجلسه که درواقع لبیکی بود به ندای مقام معظم رهبری به خوبی تشنگی روح حقیقت جوی جوانان دانشجو را برای کشف حقایق احساس کردیم.تمام تاکید ما براین بود تافارغ ازتمام هیاهوهای سیاسی ودریک فضای علمی به بررسی مبانی ومفاهیم موضوعات پرداخته شود.

نیک می دانیم که یگانه راه برون رفت ازمشکلات امروز جامعه همین کرسی های نظریه پردازی وآزاداندیشی است .یعنی یک فضای سالم که درآن اندیشه های گوناگون درمورد مسائل گوناگون به رای ونظر گذاشته شود.این همان اصلی ترین نیاز دانشگاه های ماست که ازفقدان آن بسیار رنج می بریم.

واقعیت این است که فضای امروز دانشگاه های ما آلوده به ویروس مهلک غربزدگی است وبه جای آنکه کارخانه انسان سازی برمبنای تعالیم الهی باشد محلی برای اتلاف سرمایه عمر وفراگیری علوم لاینفع است. علومی که منقطع از وحی والحادی است.فضایی که نه تنها صراط مستقیم رانمی نمایاند چه بسا راه کفروضلالت را نشانمان می دهد.وچه زیبا فرمد آن پیرفرزانه که اگر دانشگاه اصلاح شود مملکت اصلاح می شود.

محیط بیمار روشنفکری امروز در دانشگاه های ما سرعت تکاپو وتعالی را برای بسط معارف الهی از ما گرفته است.چه جوانان پاک ومعصومی که به واسطه قرارگرفتن در این فضای آلوده دچار استحاله فکری شده ودر دامن الحاد وضلالت گرفتارآمدند.

پس از برگزاری این چهارجلسه از خود احساس رضایت دارم وبه نتایج آن امیدوارم.این کرسی های دریچه ای بود برای کمی نفس کشیدن فارغ از متون ترجمه شده غربی .فرصتی برای بیان حقیقت وزدودن غبارغفلت ومظلومیت ازچهره اسلام .

به هرحال بانوشتن این مطلب قصد آن داشتم که با افتخاربگویم که ما اولین جرقه را زدیم تاکنون ازماحصل خود راضی وشادیم.وخدای راشاکریم که توانستیم قدمی در راه اجرای منویات مقام عظمای ولایت برداریم.البته ذکراین نکته ضروری است که این کار کاملا با اراده وهمت دانشجویی انجام شده است.

امیدوارم که این جرقه فراگیر شود و آتش آن دامن علوم لاینفع غربی رابسوزاند و به سمت احیای دوباره تمدن ایرانی اسلامی پیش رویم. 

  • مهدی دلبند

سراشیبی سقوط

۱۵
اسفند

تمام شواهد و قراین حاکی از آن است که نظام سرمایه داری به پایان عمر خود رسیده است.این نظام که سودای سعادت وخوشبختی بشر را در سر می پروراند اینک پس از ناکامی در همه ی وعده هایش به سمت فروپاشی و پیوستن به موزه ی تاریخ پیش می رود.

تاقبل ازظهورانقلاب اسلامی،جهان درسیطره دوابرقدرت شرق وغرب بود ودیگران سرتعظیم فرود آورده وروبه سوی کعبه این دو کرده وبرآنها سجده می کردند.بافروپاشی ایدئولوژی شرق یعنی کمونیسم که تمام عمر خود رادرراه خدازدایی صرف کرد،نظام سرمایه داری غربی خود را یکه تاز درجهان احساس کرد ورؤیای کدخدایی دنیا رادرسرپروراند.اما این رؤیا مدت زیادی دوام نیاورد وغرب خود را درمقابل پدیده ای به نام اسلام آن هم از نوع اسلام ناب محمدی دید.

دیر زمانی نیست که فرانسیس فوکویاما مکتب لیبرال دموکراسی را مکتب پایان تاریخ اعلام کرد.مکتبی که دموکراسی وآزادی را نهایت آمال بشر قرار داده و برای رسیدن به آن وساختن جهانی مبتنی براین دو کوشش می کند.

پروسه جهانی سازی مدرنیته درواقع درپی آن است که همه اقوام ونژادها ومذاهب را درخود حل کند وهمگان رابه زیر این پرچم در آورد.بدین منظور هم در بعد کمی وهم دربعدکیفی وبه هرطریق ممکن در حال ترویج وبسط ارزش های این مکتب است.اما آنچه به وضوح دیده می شودتنازع ودرگیری این نحله فکری با یک مکتب فکری دیگر به نام اسلام است که با احیای آن در نیمه دوم قرن بیستم به یکباره سدی بزرگ در برابر پروسه تمدن غرب ایجادکرد.

انقلاب اسلامی ملت ایران درسال 57،باطلوع خود دوران مدرن رابه چالش کشید وبابیدارکردن فطرت های خفته، زنگ خطر را برای منادیان ومعماران لیبرالیسم به صدادرآورد.

امروزهمه آنچه که دردنیا اتفاق می افتد،تقابل ورویایی این دوگفتمان است.یکی بشریت را به سوی سعادت و تعالی وبه سوی خداوند سوق می دهد ودیگری انسان ها رابه قهقرای رذالت وحیوانیت می کشاند.یکی جامعه بشری رابرمبنای توحید وخداپرستی بنا می کندودیگری انسان ونفس را محور قرار داده است.

انقلاب اسلامی مکتبی مبتنی براسلام بود که دردل تاریکی درخشید وندای لااله الا الله رادرقرن بیستم وعصر جاهلیت سرداد وباردیگر فریاد ((قولولااله الاالله تفلحوا)) برآورد وهمگان رابه چنگ زدن به ریسمان خداوند ودوری ازخداوند فراخواند.دراین بین نظام لیبرال سرمایه داری که وجود خود رادرخطرمی دید وآرمان های خود را بربادرفته می یافت ،به مقابله با اسلام ناب پرداخت.اسلامی که انقلای بود وشعارش نابودی کاخ های ستم وسلطه وآرمانش به ارث بردن زمین توسط پابرهنگان بود.آرمانی که هزاران سال وهزاران پیامبر برای آن جهادکردند .آرمانی که هدف بعثت انبیا ووعده خداونداست.

اسلامی که در منطق آن نه سازش ونه تسلیم جایی نداشت.این بود که ازهمان طلوع فجر انقلاب اسلامی ،غرب تمام همت خویش رابه کاربرد تااین رقیب را نیز ازصحنه به درکند وهمچنان طلایه دار ظلمت وتاریکی باشد.

کاربزرگ انقلاب اسلامی به چالش کشیدن غرب درحوزه اندیشه بود. دنیای غرب مفاهیمی مثل آزادی،دموکراسی ،حقوق بشر ومفاهیم دیگری ازاین دست را به تام دنیا صادر کرده بود وهمه فرهنگ ها را درفرهنگ منحط خود هضم کند.اما ظهور انقلاب ملت ایران که مبتنی برآموزه های اسلام بود همه این مفاهیم رابه چالش جدی روبرو کرد.

ماحصل منازعه 31ساله انقلاب اسلامی باغرب حکایت ازآن دارد که دنیای سلطه نه تنها دراجرای پروژه حذف اسلام وبه طورکلی حذف دین ازعرصه زندگی بشر ناکام مانده ،بلکه امروز خود رادرگرداب فروپاشی گرفتار می بیند.

 

  • مهدی دلبند