نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۱ مطلب در تیر ۱۳۸۸ ثبت شده است

دنیای امروز ما را به سمتی برده است که ازبسیاری از چیزها غفلت کرده ایم وبسیاری ازچیزهای

دیگر را به باد فراموشی سپرده ایم.گذری بر تاریخ حدود 200ساله دنیای به اصطلاح متمدن امروز

ما را به واقعیت های تلخی از زندگی بشر رهنمون می سازد.عصری که آن را مدرن می نامند

 با ظهور خود جهانی بی نیاز از مبدا و مقصد و هدف به ارمغان آورد.خدا را از صحنه حذف کرده و

خود را بر جای اونشاند.دین و اخلاق را افیونی برای بشر دانست وهمه چیز را بر گرد مدار خود

چرخاند. راه و مسیری که انبیای عظام الهی بربشریت عرضه کرده بودند به یکباره جای خود را به

 طریق پر از ضلالت و گمراهی اندیشمندان و فلاسفه اومانیستی داد.

این گرداب خروشان در دریای پر تلاطم زندگی انسان هزاره دوم به وجودآمد و بر همه ابعاد حیات

 وی سایه گستراند.باردیگر بشر به دوران توحش و بربریت رجعت کرد . این دوران که البته

دستاوردهای عظیم علمی را به بار آورده،والبته وعده فلاح ورستگاری داده است، دوحلقه مفقوده

 دارد.اول خدا که خالق و مدبر هستی و کاینات است.بشر غربی مست از باده غرور و تکبر ، گیر

افتاده در منجلاب هواهای نفسانی، و اینچنین گستاخانه  در برابر خدای خویش قدبرافراشت واو

را کنار زد و خود افسار خویشتن به دست گرفت وسوار براسب چموش نفسانیت به دره ضلالت

 سقوط کرد.

حلقه مفقوده دوم خود انسان است. بشرغربی در بحبوحه کشفیات و اختراعات بیشمار ناگاه

هویت خویش راگم کرد. آنگاه که عقل شمارشگر ابزاری و حس و تجربه را معیار خود قرار داد

  اخلاق و معنویت را بایکوت کرد ولذت و سود را اصل قرار داد. ارزش های انسانی را در

قربانگاه لذات حیوانی خود ذبح کرد .در آشفتگی دودماشین و در سایه آسمان خراش های سر

 به فلک کشیده واین همه وسایل رفاه و آسایش وامنیت، بشری سرگشته و حیران تنها در تکاپو

برای زنده ماندن و تنازع برای بقا نفس می کشد.

دردچیست و دوا کجاست؟

 

منتظر پاسخ های شما می مانم.

                                                                                                       یاحق

 

  • مهدی دلبند