نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۲ مطلب در آذر ۱۳۸۸ ثبت شده است

 

از بعد از رحلت امام خمینی (ره) تاکنون همواره خط امام داشته و هر کس خود را با پیرو خط امام می داند. هر کس برای اثبات مدعای خود، پاره‌ای از سخنان امام تکیه می کند. اما به راستی خط امام کدام است و خط امامی کیست؟

امام خمینی (ره) که بنیانگذاری بزرگترین انقلاب قرن بیستم شناخت می شود دارای شخصیتی با ابعاد گوناگون است که در پیام های سخنرانی ها و نوشته های خود به خوبی مواضع و افکار و خط و اندیشه خویش را مشخص نموده است جاودانگی انقلاب امام را قطعاً باید در خط امام جستجو کرد. شناخت امام، خط امام و خط امامی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

پر واضح و مشخص است که خط امام (ره) همان خط پیامبر و ائمه اطهار (ع) و در واقع همان خط قرآن است. قیام امام بر ضد بی قانونی و سلطه و ستم و بی عدالتی، احترام به حقوق مردم، پایبندی مطلق به ارزش های اسلام، تفکیک اسلام ناب از اسلام آمریکایی، شجاعت و اخلاص و تقوای امام همه و همه مبنای قرآنی دارد.

مبانی نظری انقلاب اسلامی همان مبانی نظری بعثت و رسالت است. انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب دینی است. اندیشه و خط امام (ره) در همه حوزه ها و ابعاد انقلاب اسلامی وجود دارد. ایشان وصایا و سفارش های زیادی بر جای گذاشته اند. بی شک شناختن خط امام و خط امامی مستلزم رجوع؛ آرا و اندیشه های آن بزرگمرد است.

که با روشن بینی خود معیارهای بسیار زیبایی برای تشخیص خط امامی از غیر خط امامی بر جای گذاشته اند.

درون مایه انقلاب امام مبارزه با استکبار به رهبری آمریکا بود. شعاری که خود حضرت امام هیچ گاه از آن دست نکشید. شعاری که رمز بقا و ثبات نظام جمهوری اسلامی بعد از گذشت سه دهه از آن است.

اما متأسفانه بعد از رحلت ایشان عده ای خود باخته و غرب باور که مسئولیت های نظام را هم در دست گرفتند از این شعار قرآنی عدول کرده و دم از رابطه و مذاکره زدند. اینان فی‌الواقع ماهیت و ذات نظام سلطه را نشناخته اند. و یا در هوا و هوس ها و زراندوزی ها و عافیت طلبی دنیای خود غرقند.گذری بر سخنان امام را با این استراتژی بنیادی قرآنی آشنا می سازد.

1-نکته مهمی که ما باید به ان توجه کنیم و آن را اصل و اساسا سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کس و تا کجا ما تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبلو دارند به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویت و ارزش های معنوی و الهی مان نمی شناسند به گفته‌ی قرآن کریم،  هرگز دست از مقابله و ستیز با شما بر نمی دارند مگر اینکه شما را از دین تان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیب مان خواهند بود. تا هویت دینی و شرافت مکتبی مان را لکه‌دار نمایند (صحیفه‌نور، ج 21، ص 84)

همانطور که ملاحظه می شود قرآن به زیبایی ماهیت نظام سلطه را بر ملا می سازد. اساس مخالفت ها و تهاجم ها و تحریم های استکبار علیه جمهوری اسلامی این است که این نظام یک نظام دینی است. استکبار با دین مخالف است.

مگر امام خمینی (ره) نفرمود «آمریکا شیطان است ذات وجودی شیطان هم مخالفت با دین است. شیطان قسم خورده است که تمامی بندگان خدا را از راه دین منحرف نمایند. تنها کسانی از فتنه و گمراهی شیطان نجات می یابند که به ریسمان دین در همه ابعاد زندگی خود چنگ زنند. استکبار هم به تبعیت از شیطان با تحریف حقیقت، با زیبا جلوه دادن گناه و با تطمیع و ایجاد جذابیت می خواهد ذهن و دل ما را از دین و تمسک به ریسمان محکم خداوند بگسلد.

2-یکی از شعارهایی که دقیقاً بر خلاف مبانی انقلاب اسلامی سالها پیش در کشور ما مطرح شد و اکنون نیز سر داده می شود شعار تنش زدایی بوده می گفتند جمهوری اشلامی سبب ایجاد دشمنی ها و عداوت ها شده و تنش آفرین است. غافل از اینکه اساساً انقلاب اسلامی برای ایجاد تنش درست شده است.

انقلاب اسلامی آمده است تا ریشه ظلم و بی عدالتی را بر کند. نه اینکه با شیطان و ایادی آن مصالحه و مسامحه کند. چه اینکه اگر این طور بود اصلاً چه نیازی به انقلاب اسلامی بود. امام (ره) در این باره می فرماید «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه توزی در مجامع جهانی توصیف، مورد شماتت قرار می دهند و با دلسوزیهای بی مورد و اعتراض های کودکانه می گویند «جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی شان افتاده است» که چه خوب این سئوال پاسخ داده شود که ملت های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته اند، که امروزه بی اعتبار شده اند؟ اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه‌ی عزت و اعتبار پیامبر (ع) و ائمه معصومین (ع) را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند به ما نوکر، آنها ابرقدرت اشند، ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوارها حافظ منافع آنها نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی ، بلکه ایرانی که شناسنامه‌اش را امریکا و شوروی صادر کند: ایرانی که او ارابه‌ی سیاست آمریکا یا شوری را بکشد و امروزه همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی و شرق و غرب این است که نه تنها ملت ایران از تحت الجایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند» (صحیفه امام، ج 21، ص 90 و 91)

و در صفحه 482 از همین جلد می فرماید «این ها می گویند ایران منزوی است، الان هم می گویند مقصودشان این است که پیش ملت ها منزوی است یا مقصود این است که پیش دولت ها منزوی است؟ اگر مقصود این است که پیش ملت ها منزوی است. خوب، بیایند تجربه کنند، چند تا اتومبیل بیاورند، یکی رئیس جمهوری آمریکا را تویش بنشانند، یکی هم رئیس جمهور ی صدرگزای شوروی را بنشانند، یکی هم رئیس جمهوری فرانسه را بنشانند؛ یکی هم ملکه‌ی انگلستان، می رویم در بلاد دیگر حتی بلاد غیر مسلمین، ببینیم که معامله مردم با این چندنفر سر کرده فرض کنید که هست- چه جوری است؟ آیا معامله همان معامله‌ای نیست که پاکستان با رئیس جمهور کردند؟ با آنها چی؟ با تخم مرغ و با چه تنفر از آنها پذیرایی می‌کنند. اگر مقصود این است که پیش دولت ها منزوی هستیم، امروز هیچ دولتی نیست که انتظار نداشته باشد که ایران به او یک نرمش نشان بدهد. آمریکا این طور است. شوروی این طور است، فرانسه این طور است: آنها منزوی هستند. این تبلیغات زیاد هی گفته می شود. گفته می شود و یک عده هم باور می کنند قبلاً البته باور زیاد بود. حالا در ایران باور کم شده است و یک عده‌ای خودشان را به باور می‌زنند و لیکن توده مردم دیگر این حزب های تبلیغاتی را باور نمی کنند.» (صحیفه امام ، ج 21، ص 482)

 امروز همان غرب باوران و غرب یاوران و روشنفکران غرب زده و مزدوران نظام سلطه بیشترین هجمه را به سیاست خارجی دولت روا می دارند. تنها به این دلیل که این دولت سر تعظیم در برابر غرب خم نمی کنند و با اقتدار تمام در برابر زیاده خواهی های آنان ایستاده است.

این استراتژی قرآن است که روزی همین مستضعفین و پابرهنگان حاکمان زمین خواهند شد و روزی کاخ زر و زور و تزویر از هم فرو می پاشد و زمین را بندگان صالح خداوند به ارث می برند.

  • مهدی دلبند

بررسی آثار امام خمینی(ره)نشان می دهد که ایشان براهمیت ایگاه و نقش دانشگاه و دانشجو

 بسیار تاکید فرموده اند.به طوری که دانشگاه دو دانشو را موتور حرکت نظام ،سنگر سازندگی یا

تخریب، امید ملت، مرکز همه چیز و محور تمام مسائل پیشرفت یا انحطاط ،نجات یا هلاک کشور

می دانستند.

برای روشنتر شدن موضوع وآشنایی با افکار امام بخشی از سخنان ایشان در جمع شورای عالی

 انقلاب فرهنگی باهم مرور می کنیم.

**درهمه امور باید حساس بود.اما فرق است مابین آنی که این حساسیت باید

 ادامه پیدابکند.یک چیزهایی که حل می شود.مثلا جنگ داریم.جنگ چیزمهمی

 نیست حل می شود.چیزمهمی نیست و بحمدلله خوب است وضع.وجهات

سیاسی که در دنیا هست آن هم حل میشود ان شاءالله.چیزهایی که باید

 حساس بود اما مسئلع دانشگاه یک مسئله فوق العاده کهاین افرادی که از

 دانشگاه درمی آیند یا مخرب یک کشوری هستند یاسازنده آن کشورهستند.

ودرکشورما یا و به اسلام می برند کشور ما ا یا منحرفش می کنند. این از

چیزهایی است که ازدانشگاه می آید این کار.چناچه از حوزه های علمیه

 می آید این کار.ازاین جهت خیلی مهم است این امر**

همانطور که ملاحظه می شود امام راحل (ره) با دوراندیشی و روشن بینی خود مسئله دانشگاه

را از مسائل بسیار مهم و حیاتی دانسته و آینده کشور به خروجی دانشگاه ها گره می زنند.با

بررسی افکار ،آثار و کارکردهای فارغ التحصیلان دانشگاه  در عرصه های مختلف مدیریت کشور از

ابتدای انقلاب تاکنون به عمق و ژرفای سخنان امام بیشتر پی می بریم.لازم به توضیح است که

 آینده ی کشور را دانشجویان امروز  ومدیران فردای آن می سازند.بنابراین به سمت تعالی و

 پیشرفت رفتن یا به سمت انحطاط و رکود و وابستگی رفات کشور بستگی مستقیم به محصولی

 دارد که دانشگاه به جامعه تحویل می دهد.اما نکته بسیارمهمی که در اینجا می توان به آن

اشاره کرد این است که ((دیروز جبهه دانشگاه بود و امروز دانشگاه جبهه)).شایدکسانی باشند

که این حرف را قبول نداشته باشند و یا کسانی هنوز این مسئله برایشان گنگ باشد، اما این

یک واقعیت انکارناشدنی است.برای روشن شدن این واقعیت به بخش دیگری از سخنان امام

در همان جلسه نظرمی افکنیم

**بالاترین چیزی که دشمن های کشورهای مستضعف و کشورهای

 اسلامی و مخالفین بابشریت انگشت رویش گذاشتند،دانشگاه است.برای

اینکه آنها خوب می دانند که اگردانشگاه درخدمت آنها

باشد یعنی همه کشور درخدمت آنهاست. باید دانشگاه آگاه باشد.توجه

 داشته باشد به این نقشه ها.وجوان های عزیز دانشگاهی ما اینها توجه

 داشته باشند به این مسائل.که از دانشگاه است که

می شود یک ملتی اصلاح بشود واز دانشگاه است که می تواند یک ملتی

 به تباهی کشیده بشود

.این دانشگاه و تربیت دانشگاهی است جوان های ما را یا به غرب می کشد

 یا به طرف شرق می کشد.وآنها را از خودشان تهی می کند.ووجهه آنها را

متوجه به غرب و شرق می کند تا اینکه یا شرق غلبه کند و تمام جهات ا و

تمام ایران را ،شرق را وتمام بلاد مسلمین را از بین ببرد یا غرب غلبه کند

و همه فرهنگ و چیزهای دیگری از ما بگیرند وبه جای آن یک مغز شرقی یا

یک مغز غربی بنشانندو ملت ما را به تباهی بکشند**

امام (ره) خطر حمله و تهاجم فکری و فرهنگی شرق وغرب را برای همگان یادآور می شوند وآن را

 سم مهلک و خطرناک  وباعث تباهی ملت می دانند. این وابستگی هم شامل دانشجویان ،هم

 اساتید و هم متون درسی می شود.بسیاری از علومی که امروزه در دانشگاه های ما تدریس می

شود مخصوصا درحوزه علوم انسانی مبانی فکری و عقیده فلاسفه واندیشمندان غرب -این

 پیامبران مدرنیته- می باشد.واقعیت مسلم دیگر وابستگی فکری پاره ای از اساتید دانشگاه ها به

 مکاتب شرقی و غربی است که خواسته یا ناخواسته مرو اندیشه های آنها می شوند.

 پاره ای ازدانشجویان نیز به تبع اساتید و با بهره مندی از آنان راه  انحاف در پیش گرفته و خیل

عظیم دانشجویان نیز خود نمی دانند که به کدامین راه می روند و  در هاله ای از توهم فکری

 فلاسفه مدرن و راه راست حقیقت  گرفتار آمده اند.هر کدام از این مقوله ها بررسی بیشتر و

دقیق تری را می طلبد . در آنچه زین پس در آوردگاه اندیشه می آید بررسی هرچند مختصر اما

 مستند و علمی به این مقوله خواهیم داشت.

بدیهی است که نظرات شما به باروری و فربه تر کردن مباحث کمک خواهد کرد

  • مهدی دلبند