نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۴ مطلب در خرداد ۱۳۸۹ ثبت شده است

آزاداندیشی لازمه پویایی جامعه است.زیرادربسترآندیشی است که افق های آینده جامعه ترسیم می شودوجامعه به سمت کمال مطلوب حرکت خواهدکرد.لذاجامعه ای که درآن فضایی آکنده ازعقلانیت باشدوجریان تفکرواندیشه درآن سیال باشد،موفق خواهدبود.بی گمان ازپس تضارب آراء وافکارمختلف وعقاید متفاوت حقیقت چهره خود رانمایان می سازدوفضای شبهه والتقاط رنگ می بازد.اندیشه یک جریان سیال است که باعث حرکت انسان ها درطول تاریخ شده است.اندیشه هایی که ازحصارنفسانیات خارج شده اند،باعث پیشرفت وتعالی وانیشه هایی که درقفس نفس اسیربوده اند باعث پسرفت وانفعال بوده اند.

بانگاهی به مبانی قرآنی مشخص می شود که اندیشه آزاد همان اندیشه رهاشده ازبندهواها وهوس هاست که درجست وجوی حقیقت ناب است.حقیقتی که امروز از بسیاری پنهان مانده ودرپس اندیشه های محدود ومادیگرایانه مغفول واقع شده اند.بنابراین برای کشف حقیقت بایداندیشه راآزادکرد وشک وگمان ها رابه باوررساند وتبدیل به یقین کرد.

مبتنی براین نوع نگاه وتاکیدات مکرررهبرفرزانه انقلاب بود که جرقه کرسی های آزاداندیشی ازآبان ماه سال 88 دردانشگاه یاسوج زده شد.این کارباتشکیل یک حلقه مطالعاتی باحضورنخبگان دانشجویی درانجمن اسلامی دانشجویان مستقل شروع شد.اصول ومبانی تعریف شده برای این کرسی هابرگرفته ازگفتمان امام خمینی (ره) ومقام معظم رهبری وتاکید ایشان برجنبش نرم افزاری وبارویکرد ایجادفضای علمی وعقلانی دردانشگاه بود.

تاپایان سال تحصیلی89،یازده جلسه برگزارشد.سعی برآن بود که موضوعات متناسب باشرایط زمانی  جامعه ودانشگاه انتخاب شوند.برهمین اساس وباتوجه به جوپرالتهاب سیاسی جامعه ودانشگاه وکشمکش های دانشجویان موضوع جلسات به این گونه انتخاب شدند

1-جنبش های دانشجویی،اهداف،ظایف وکارکردها

2-جنبش های دانشجویی وگفتمان امام خمینی

3-ازنهضت حسینی تانهضت خمینی

4-آسیب شناسی سیرروشنفکری درغرب و ایران(1)

5- آسیب شناسی سیرروشنفکری درغرب و ایران(2)

6-آزاداندیشی،مبانی وموانع

7-زن درگفتمان انقلاب اسلامی(1)

8- زن درگفتمان انقلاب اسلامی(2)

9-دانشجوودانشگاه دردهه چهارم انقلاب اسلامی

10-مختصات دانشگاه اسلامی(1)

11- مختصات دانشگاه اسلامی(2)

برگزاری این کرسی ها به نحوبسیار مطلوبی فضای دانشگاه را دگرگون کرد،به طوری که فضای احساسی وهیجانی زمان انتخابات وقبل ازآن،به فضای عقلانی ومنطقی گفتگو تبدیل شد ومباحث این کرسی ها به طورگسترده درکلاس ها ومحافل دانشجویی برسرزبان هارفت.

حاکم شدن این فضاسبب شدتادانشجویانی که مدعی پیروی ازخط امام بودند وعامل ایجادناآرامی هاوفضای جنجالی بودند،بعدازچندجلسه ،درعرصه رقابت بامنطق وگفتمان انقلاب اسلامی کم آورده وعملا قادربه ادامه مباحث وبیان نظرات وعقاید خود نباشند.همچنین این فضافتح بابی شد برای بیان بسیاری ازشبهاتی که درذهن دانشجویان بود و پاسخی برای آنهانداشتند.

ابرازرضایت دانشجویان ازاین حرکت وتاییدآن بعدازهرکرسی،انگیزه مارابرای ادامه مسیردوچندان می کرد.ممابه خوبی دریافتیم که دانشجوتشنه شنیدن حقایق است واگردرفضایی آکنده ازبرهان واستدلال وهمراه باآرامش قرارگیرد،بی گمان حقیقت راخواهد یافت.

اینک امیدآن داریم تادرسال آینده بابرنامه ریزی بهتربه استقبال این کرسی هابرویم.وامیدآن داریم که توانسته باشیم قدمی هرچندکوچک وناچیز درراستای لبیک به ندای امام خامنه ای برداشته باشیم.

 

  • مهدی دلبند

تمدن غرب که روزگاری خود را تمدن ارشدمی نامیدوادعای کدخدایی دهکده جهانی راداشت،امروز رو به افول گذاشته و درسراشیبی سقوط قرارگرفته است.این تمدن امروز برای بقا وبه تاخیر انداختن مرگ خود می جنگد.غرب به هر راهی متوسل می شود تاتمدن پوشالی درحال احتزار خود راازمرگ حتمی برهاند وچندصباحی بیشتر به چپاول ملت هاوکشتارمستضعفان همت بگمارد.

غربی که باشعارهای زیبا و رنگ ولعاب شده ای مثل حقوق بشر و آزادی ،صدای ملت ها راخفه کرده بود،امروز بافریادبیدارشدگان ،لحظه ای آرامش ندارد وخواب های خودرابرای تسخیر جهان بربادرفته دیده ونقشه هایش برای حکمرانی بلامنازع برملت هارانقش برآب.تمدنی که ازهیچ جنایتی شرم نداردومی خواهدبازوراسلحه ،روح پست حیوانی خود رابه دیگران منتقل کند.

امروز تمام هیبت و هیمنه این کاخ ستم ووارثان فرعون دررژیم منحوس صهیون جمع است.که برای جلوگیری از افولش که همانا مرگ تمدن غرب است،حتی به کودکان چندماهه نیزرحم نمی کند.وامروز باحمله به کاروان آزادی که وجدان بیدارجهانی بدرقه راه آنها بود،شعارآزادی خود رادرعمل نشان دادند واین خودآیتی روشن ازدست وپازدن جلادان صهیون درگرداب فروپاشی است.کاروان آزادی که تنها هدفش رساندن داروبه کودک زخم خورده فلسطینی بود.کاروانی که تنها می خواست اشک های مادران غزه ازگونه هایشان بزداید وبه آنان نوید صبروپیروزی دهد.کاروانی که حامل پیام آزادی برای مردم دربندغزه بود.

اما فرزندان نمرود وفرعون باردیگرنشان دادند که «اولئک کالانعام بل هم اضل ».ودردآورترآنجاست که آنها که دستشان درکشتن جوانان سرزمین زیتون وفرزندان قدس با اسرائیل در یک کاسه است،حتی از محکوم کردن نیز دریغ دارند.وازاین دردآورترآنجاست که دنیامداران ومنافقان ومزدوران رخنه کرده درپیکره امت اسلام ،که پیش ازاین دست دوستی با گرگ های وحشی صهیون به گرمی فشرده بودند،همچنان ازپشت وازجلو خنجر درقلب بی پناهان ومظلومان فلسطین فرو می کنندوهیچ شرم وحیایی ندارند.

اینک که درآستانه بیست و یکمین سالگرد عروج ملکوتی پیرمراد همه مستضعفان عالم،خمینی عزیز قرارداریم،شاهدیم که نهال انقلاب خمینی اکنون بارورشده ودرحال میوه دادن است.اگرآن روز خمینی کبیر پرده ازچهره سفاک رژیم اشغالگر قدس برداشت،امروزدرهرگوشه جهان که نام خمینی به گوش حقیقت جویان وآزادیخوان رسیده است،فریادبرائت سرمی دهند.

اگرآن روز حضرت روح الله تمامی هیبت و شکوه کاخ های استکبار رادرهم شکست ولرزه براندام خداوندان زر و زور وتزویر انداخت،امروز ملت های بیدار ووجدان های آگاه پای خود را جای پای خمینی وآرمان خمینی می نهند.

امروز انقلاب اسلامی جهانی شده است وآن روز دیرنیست که درگوشه گوشه دنیا شاهد وقوع انقلاب های اسلامی ملت های دربندبرعلیه زورگویان باشیم.

اینک آخرین لحظات اضمحلال شیطان بزرگ است ودرگرداب خودساخته ،پنجه درپنجه مرگ انداخته وآخرین نفس ها رامی زند.

«ونرید ان نمن علی الذین استضعفوفی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»

  • مهدی دلبند

موضوع دانشگاه اسلامی ازهمان روزهای ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی درکشورمطرح شد.این امربسیارمهم وحیاتی ازهمان ابتدا ازاصلی ترین دغدغه های نیروهای دلسوزانقلاب به ویژه امام خمینی (ره) بود. به طوری که مروری برپیام های ایشان دراین باب به خوبی گویای این دغدغه است.دغدغه ای که پس ازگذشت سه دهه ازانقلاب هنوز میان روشنفکران ومسئولان انقلاب وجوددارد.وتاکنون متاسفانه هیچ اقدام موثری دراین راستا صورت نگرفته است.بی شک اهمیت تحقق بخشیدن به دانشگاه اسلامی واسلامی کردن علوم برکسی پوشیده نیست.اما دقت نظر درصحبت های بنیانگذارکبیرانقلاب اسلامی وجستجوی مفهوم علم ودانشگاه اسلامی درساحت اندیشه ایشان این اهمیت وضرورت را دوچندان می کند.

اما خمینی (ره)مقصددانشگاه ودانشجورا مقصد انبیا می داندومی فرماید((مامی خواهیم یک جمعیتی نورانی پیدابکنیم،یک قشرهای نورانی که وقتی وارد می شویم دریک دانشگاهی،عملش نورانی ،علمش نورانی،اخلاقش نورانی،همه چیزش نورانی باشد.الهی باشد.پیروزی نه برای این است که مابرسیم به مثلایک آزادی .برسیم به یک استقلالی ومنافع برای خودمان باشد...این هامقدمه است.همه اش مقدمه این است که یک ملت انسان پیدابشود.یک ملتی که روح انسانیت درآن باشدپیدابشود.تحول پیدابشود درخوداشخاص.آن چیزی که مطرح است پیش انبیا انسان است.آن چیز،چیزدیگرنیست.انسان مطرح است پیش انبیا.صحیفه نور16/3/58))

حضرت امام (ره) مقصدانبیا را که دانشجویان را به پیمودن آنان فرامی خوانداین چنین معرفی می کند((تمام مقصدانبیابرگشتش به یک کلمه است وآن معرفت الله است..تمام. مقدمه این است.اگردعوت به عمل صالح شده است.اگردعوت به تهذیب نفس شده است،اگردعوت به معارف شده است،تمام برگشتش به این است که آن نقطه اصلی را که درفطرت همه انسان ها هست .حجاب راازش بردارند تاانسان به اورسد.واو معرفت حق است.مقصدعالی همین است.صحیفه امام ج2)).

بنابراین به خوبی نمایان است که دانشگاه اسلامی ازدیدگاه امام دانشگاهی است که انسان به سوی الله رهنمون شود .وتسهیل کننده سیرمعرفت الله باشد. براین اساس است که امام (ره) ضمن نقد برداشت رایج ازعلوم انسانی که دردانشگاه هاتدریس می شودمی فرماید((:آن معنایی که ازعلوم دانشگاه ها مامی خواهیم وآن معنایی که ازعلوم مدارس قدیمه مامی خواهیم،همین معنا نیست که درسطح ظاهرالان است.ومتفکرین ماهمان سطح را دارند درآن می کنندوبسیارهم ارجمنداست کارهایشان.لکن آنکه اسلام می خواهداین نیست.آنکه اسلام می خواهد،تمام علوم،چه علوم طبیعی باشد وچه علوم غیرطبیعی باشد،آنکه اسلام می خواهد ،آن مقصدی که اسلام  دارداین است که این مهارشودبه علوم الهی وبرگشت به توحیدبکند.هرعلمی که جنبه الوهیت درآن باشد،یعنی انسان طبیعت راکه می بیند،خدارادرآن ببیند.ماده راکه می بیند،خدارادراو ببیند.آنکه اسلام برای اوآمده است برای برگرداندن تمام موجودات طبیعی به الوهیت وتمام علوم طبیعی به علم الهی .وازدانشگاه ها هم همین معنی مطلوب است.صحیفه امام ج8 ص6)).

ایشان درجای دیگرفرق بین دانشگاه اسلامی ودانشگاه غربی رااین چنین بیان می کنند((:فرق بین دانشگاه اسلامی ودانشگاه های غربی باید در آن طرحی باشد که اسلام برای دانشگاه هاطرح می کند.دانشگاه های غربی به هرمرتبه ای هم که برسند،طبیعت راادراک می کنند،طبیعت رامهارنمی کنندبرای معنویت.اسلام به علوم طبیعی نظراستقلالی ندارد.تمام علوم طبیعی به هرمرتبه ای که برسندبازآن چیزی که  اسلام می خواهد نیست.اسلام طبیعت رامهار می کندبرای واقعیت و همه را روبه وحدت و توحیدمی برد.تمام علومی که شما اسم می بریدوازدانشگاه های خارجی تعریف می کنیدوتعریف هم دارد،اینهایک ورق ازعالم است.آن هم یک ورق نازک ازهمه اوراق.صحیفه امام ج8 ص7))

بی گمان دانشگاه اسلامی تنها باتغییرظواهر وساختن مسجدوحسینیه وتشکیل تشکل های مذهبی یاوارد کردن تعدادی دروس دینی واسلامی ،اسلامی نمی شود.آن چیزی که بایدتغییرکند،محتوای آموزشی است که این دربیان امام نمایان است((آن چیزی که ملت هارامی سازدفرهنگ صحیح است.آن چیزی که دانشگاه هارابارور می کندکه برای ملت مفیداست،برای کشورمفیداست،آن عبارت ازآن محتوای دانشگاه است نه درس است.صنعت ماعدای ایمان،فسادمی آورد.علم ماعدای ایمان فسادمی آورد.«اذافسدالعالم،فسدالعالم».هرچه علم بیشترشد،فسادش هم بیشتراست.صحیفه امام ج17 ص114))

دانشگاه درابتدای انقلاب عرصه درگیری وفعالیت گروه های مختلف سیاسی بود.به طوری که ازهویت واقعی خود دورگشته بود.احزاب وگروه ها دردانشگاه ها اقدام به کارهای مختلفی ازجمله برگزاری گردهم آیی ها ،پخش نشریه وحتی تبادل اسلحه نیزمی کردند.این فضابه گونه ای پیش رفت که امام راحل (ره) ازدانشگاه به عنوان «اتاق جنگ»تعبیرکردند.اما نقطه عطف انقلاب فرهنگی وتحول دانشگاه ها صدورپیام امام به مناسبت حلول سال نودرتاریخ 6فروردین 59 بود.«تاکید برایجادانقلاب اساسی دردانشگاه های سراسرکشور»،«تصفیه اساتیدمرتبط باشرق وغرب»و«تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی»ازمهترین نکات بند11 این پیام است.

مقصود ازدانشگاه اسلامی برای بسیاری از افراد مبهم بود.لذاحضرت امام (ره) درسخنرانی مهمی که درتاریخ1/2/59 درجمع دانشجویان ودانش آموزان داشتند،مقصوداز اصلاح دانشگاه ها را تبیین می کنند.درمطالب بعد به مفاداین سخنرانی پرداخته می شود.

امام درتاریخ23/3/59 فرمان تشکیل شورای انقلاب فرهنگی راصادرنمودند.درفرمان خودباردیگر برضرورت تحول در دانشگاه ومحتوای آموزشی تاکیدکردند.بعدازآن چندباراین شورا بانظرامام ترمیم شد ودرنهایت درتاریخ19آذر63 شورای عالی انقلاب فرهنگی باترکیب جدیدتشکیل شد.

امام راحل نه تنها درطول حیات بابرکت خویش دغدغه ایجاد یک دانشگاه اسلامی راداشتند بلکه دروصیت نامه خود نیز با اشاره به توطئه های دشمنان برای نظام تعلیم وتربیت به ملت ایران می فرمایند((:ازتوطئه های بزرگ آنان چنانچه اشاره شد وکرارا تذکرداده ام ،به دست گرفتن مراکز تعلیم وتربیت خصوصا دانشگاه هاست.که مقدرات کشورها دردست محصولات آنهاست.دردانشگاه نقشه آن است که جوانان راازفرهنگ وادب وارزش های خودی منحرف کنندوبه سوی شرق یاغرب بکشانندودولتمردان را ازاینان انتخاب وبرسرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می خواهند انجام دهند وکشور را به غارت زدگی وغرب زدگی بکشانند.))

اینکه پس ازسه دهه که ازانقلاب اسلامی می گذرد وهنوزهیچ اقدامی درزمینه اسلامی کردن دانشگاه ها انجام نشده وهنوز شاهدریزش نسل جوان وپاک درجولان اندیشه های انحرافی و التقاطی هستیم،سوالی است که متولیان امرباید به آن پاسخ دهند.

  • مهدی دلبند

حجاب به عنوان یک واجب شرعی وظیفه هرمسلمانی است.چراکه حجاب وعفاف ضامن بقای جامعه وسلامت اخلاقی افراداست.بی شک دریک جامعه دینی عدم رعایت حجاب وعفاف درسطح جامعه،نه تنها گناه است بلکه ازلحاظ قانونی جرم شناخته می شود.بنابراین وظیفه دولت است که بامظاهر بی حجابی برخوردقاطع نماید.

اخیرادرسطح کشور تحرکاتی پیرامونی موضوع عفاف وحجاب درحال انجام است.مردم در تجمعات و تظاهرات خودجوش خود خواستاربرخورد مسئولین با پدیده شوم بی حجابی هستند.این حرکت های مردمی باردیگر حجت را بر آنها تمام کرد وبصیرت و هوشیاری امت حزب الله را در شناخت فتنه های دشمن آشکارساخت.

استکبارجهانی پس ازناکامی های بسیار درعرصه سیاسی نظامی واقتصادی وارد نبرد فرهنگی با انقلاب اسلامی شده است وباترویج بی بندوباری واباحی گری سعی دراستحاله وفروپاشی عقیدتی جوانان دارد.بدین منظور ازتمامی امکانات خودبهره گرفت تا حیا وعفت راازجامعه دینی بزداید و جامعه ای عریان مانند جوامع خود بسازد.لیبرالیسم فرهنگی در تهاجمی ناجوانمردانه و نابرابر بذرفساد و بی حیایی را دربین جوانان ما پاشید و متاسفانه دراین راه تاحدودی نیزموفق شده است.

باغفلت و کم کاری  مسئولان این تهاجم به سرعت فراگیرشد وکاراکنون به جایی رسیده است که صبرامت حزب الله به پایان رسیده وخواستاربرخوردجدی با این قضیه هستند.

گرچه اهمال وکم کاری مسئولان ذیزبط در این امربسیارمهم علی رغم تاکیدات مکررمقام معظم رهبری به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد،اما امروز که مردم حجت رابرآنها تمام کرده اند ومبارزه با مظاهر بی حجابی به خواسته همگانی تبدیل شده است برمسئولین فرض است که با اقدامات سنجیده ضمن بسط وترویج فرهنگ عفاف وحجاب باکسانی که ههنجارهای جامعه را رعایت نمی کنند برخورد نمایند.

بی شک تنها با اقدامات قهری نمی توان فرهنگ عفاف وحجاب را ترویج داد.بلکه این معضل باید به صورت ریشه ای حل شود.حجاب باید به صورت علمی و عملی وارد نظام آموزش و پرورش شده و جوانان از همان ابتدای تحصیل با آثار حجاب و آفات بی حجابی آشناشوند.نوع نگاه به حجاب نه یک امر سلبی و ایجابی که باید یک امر ارشادی باشد.اگرجوان به زیبایی های حجاب پی ببرد،آنگاه با فطرت حقیقت پذیر خود آگاهانه حجاب را برخواهدگزید.اگر قبح بی حجابی و حسن حجاب برای یک نوجوان وجوان روشن شود او خود به سمت گزینش حجاب خواهدرفت.

بنابراین راه حل اساسی برای رفع معضل بی حجابی و مقابله با این تهاجم سهمگین وشیطانی دشمن باید پوشش و عفاف برای جوانان ما یک ارزش شود وفرهنگ عفاف در همه ابعاد جامعه ترویج داده شود.  

  • مهدی دلبند