نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۰ ثبت شده است

تاکنون از مقوله ای به نام قرهنگ عمومی تعاریف بسیاری ارائه شده است وهرکدام از نظرگاهی خاص به واکاوی امر فرهنگ پرداخته اند.شاید این طبیعت فرهنگ باشد که نتوان یک تعریف واحد از آن ارائه داد.اما بالجمله مجموعه ای از باورداشت ها ،ارزش ها،بایدها ونبایدها،هست ها ونیست ها و افکار وعقاید را در تعریف فرهنگ مدنظر قرار می دهند.اگر تعریف پارادایم چارچوب تفکر وتصور غالب باشد،آنگاه فرهنگ در هر پارادایمی تعریف خاص خود را خواهد داشت.البته ممکن است بتوان آن تعریف واحد را هم پیدا کرد که این امر مستلزم شناخت مشترکات پارادایم هاست.به نظر می رسد در دوپارادایم غالب تاریخ یعنی پارادایم خدامحور و پارادایم مادی نگر،هر قدر هم داشته های فرهنگی را به اشتراک بگذاریم،بازنتوان به یک تفسیر مورد قبول دو طرف دست یافت.البته اگر بتوان اشتراکی یافت.

شاید از یک منظر بتوان فرهنگ-باتعریف پیش گفته- رابه دو حوزه تخصصی و عمومی تقسیم کرد.حوزه فرهنگ تخصصی که خاص نخبگان وفرهیختگان عرصه اندیشه و نظر است و به طراحی وتبیین نظریه می پردازد، وحوزه فرهنگ عمومی که درسطح جامعه جاری  وساری است.این دو حوزه بالتبع از همدیگر تأثیر و تأثر می پذیرند.چراکه محصول نظریه پردازی باید در سطح عموم جامعه برداشت شود و ازسوی دیگر نظریه پردازان باید مبتنی بر واقعیت های موجود در سطح جامعه به ارائه نظر بپردازند.

بهانه این نوشته ،انتشار ماهنامه فرهنگ عمومی است که تاکنون سه شماره آن منتشر شده است.نکته مهمی که می بایست به آن توجه شود،عدم تناسب اسم با مسمی است.شاید هر کس اول بار با این نشریه و اسم آن برخورد کند،با خود بگوید محتوای آن پرداختن به فرهنگ عامه وآنچه در سطح و در بین مردم است باشد.ام با تورق در آن می بیند که پر است از مقالات و سخنان تخصصی فکری و فلسفی.بر روی جلد آن نوشته شده«فرهنگ عمومی-ماهنامه تخصصی....»

حال سؤال این است  که آیا تلاش ارزشمند و در خور توجه گردانندگان این ماهنامه که خود از بزرگان حوزه اندیشه و نظر هستند،متوجه امر فرهنگ عمومی جامعه می باشد.در حالی که نشریات زرد به تعداد زیادی در سطح جامعه وجود دارد و غالبا کارکردهای مخرب و آموزه منفی دارند امید آن بود که نشریه ای بروید و به ترویج خرده فرهنگ های صحیح وتصحیح خرده فرهنگ های نامناسب بپردازد.

گرچه تاکید می شود مطالب این مهانامه از غنای بسیار بالایی برخوردار است،اما شایسته است که به فرهنگ عمومی نگاهی تازه تر انداخته شود.

  • مهدی دلبند

اگر مرتضی بود......

۲۲
فروردين

 

مریز آبروی سرازیرما را

به ما باز ده نان و انجیر ما را

خدایا!اگر دستنبندتجمل

نمی بست دست کمانگیرما را

کسی تا قیامت نمی کرد پیدا

از آن گوشه کهکشان تیر ما را

ولی خسته بودیم و یاران همدل

به نانی گرفتند شمشیر ما را

ولی خسته بودیم و می برد طوفان

تمام شکوه اساطیر ما را

طلا را که مس کرد،دیگر ندانم

چه خاصیتی بود اکسیر ما را

اگر مرتضی بود،نان و انجیر ما را نمی گرفتند تا فست فود وهات داگ  را به ما بخورانند

اگر مرتضی بود،دستبندتجمل بر دستانمان نمی بستند،تا بر ماپرچسب دهاتی بودن بزنند و بر ریش مان بخندند.

اگر مرتضی بود،شمشیرمان را به نانی از ما نمی گرفتند تا روح انقلابی مان را مصادره کنند.

اگر مرتضی بود،هیچ گاه خسته نمی شدیم و در میانه راه نفس نمی بریدیم و یاران همدل ما را رها نمی کردند.

اگر مرتضی بود،طوفان  تمام شکوه اساطیر ما را نمی برد،تا هنرپیشگان بی هنر و ابتذال مسلکان بی خاصیت برای فرزندانمان اسطوره شوند.

اگر مرتضی بود،دوربین تقدس داشت.آن قدر مقدس که بلندقامتان ملکوت را بنمایاند،نه آن قدر پست حقیران را بزرگ کند.

اگر مرتضی بود،کسی به خود جرأت نمی داد تا طلای ما را مس کند.

اگر مرتضی بود اکسیر ما خاصیت خود را از دست نمی داد.

اگر مرتضی بود انقلاب ما برای صادر شدن منتظر ویزا نمی ماند.

اگر مرتضی بود......

  • مهدی دلبند

جای خالی مرتضی

۲۰
فروردين

دوربین آوینی بر زمین مانده است

این روزها هجدهمین سال روز پرواز آقاسید مرتضی آوینی به اوج آسمان است.کبوتری که سودای پرواز وشوق شتافتن به دیار محبوب طاقت از کفش ربوده بود وتاب ماندن در قفس را نداشت.آقاسید مرتضی مرد خدا بود وهنرمند و«شهادت هنر مردان خداست».مرتضی را اگر بخواهی بشناسی ،او را باید از لابلای نوشته هایش و در روایت فتحش بیابی.او که هنگامی که در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی،خاکریز هنر هفتم  را جولانگه منورالفکران لیبرال مسلک دریافت،سلاح دوربین بر دوش خویش گذاشت تا نگذارد قهرمان های کاغذی و اسطوره های تخیلی جای خالی شهیدان –این وارثان حقیقت-نگیرند.

گفتن و نوشتن از مرتضی برای آنان که با وی حشر ونشر داشته اند ،بسیارسخت است.برای ما از مرتضی کم گفته اند و کم نوشته اند و ما مرتضی –این پرنده تیز پرواز آسمان حکمت و معرفت –را نمی شناسیم.نام و یاد و قلم مرتضی برتارک انقلاب اسلامی می درخشد.اما صد حیف و افسوس که ما قدر مرتضی و قلم مرتضی را نمی دانیم.افسوس که دوربین مرتضی  بر زمین مانده و دوربین هایی برخاسته اند که غرق در توهم قهرمان شدن اند وجز ابتذال هنری  چیز دیگری ندارند.افسوس که مرتضی در سینما و سیمای ما غریب است.افسوس که به نام فیلم و به کام روشنفکران لیبرال مسلک غرب زده آلوده به ابتذال فکری ،قلب آقا سید را به درد می آورند.

سیدی که به ما آموخت «آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنج هاست.پس ای برادر خوبم،برای جانبازی در راه آرمان ها ،یادبگیر که در این سیاره رنج ،صبورترین انسان ها باشی».

سید به ما آموخت که برای پرواز هیچ گاه دیرنشده است و«اگرآه تو از جنس نیاز است  در باغ شهادت باز باز است».به راستی که چه زیبا تو را سید شهیدان اهل قلم نامیده اند.اهل قلم بودن با نویسنده بودن بسیار فاصله دارد.چرا که هر آنکس که می نویسد اهل قلم نیست.قلم بسیار مقدس است.آن قدر که خداوند به آن سوگند می خورد«ن والقلم وما یسطرون».هرکسی این لیاقت را ندارد که اهل قلم باشد.اهل قلم باید اهل دل باشدو«هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند».

آنان که دل به دنیا باخته اند وبه نام هنر،به هنر خیانت می کنند باید که باآوینی بیگانه باشند.چراکه «درچشم آنان که پرواز را نمی فهمند ،هرچه بیشتر اوج بگیری،کوچکتر می شوی».برای منی که آوینی را نیافته و نفهمیده ام چه سخت است که بخواهم عظمت سید را در قالب الفاظ بیان کنم.

باشد که روزی آوینی را دریافته باشیم.

  • مهدی دلبند

راهی جزمبارزه نمانده است

متخصصان و کارشناسان علوم سیاسی ومسائل بین المللی هرکدام به نحوی و با نگاه ویژه خوددرپی تحلیل تحولات اخیرکشورهای اسلامی هستند.اما بی شک هیچ نمی تواند ادعاکند که به گفتمان حضرت روح الله(ره)رجوع کرده وریشه های اصلی این حوادث را در نیافته باشد.آنان که با این گفتمان آشنایند به خوبی می دانند که وقوع انقلاب های مردمی با ماهیت اسلامی ،به دور از مرزبندی های سیاسی و مذهبی برعلیه استکبار و ایادی آنها چیزی جز دکترین امام خمینی(ره)نمی باشد.

امام راحل در دکترین سیاسی خود فضای کنونی جهان را به خوبی ترسیم کرده است.«واقعیت این است که دول استکباری شرق و غرب وخصوصا آمریکا و شوروی عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم کرده اند.دربخش آزاد جهان این ابرقدرت ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی شناسند وتجاوزبه منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملت ها راامری ضروری و کاملا توجیح شده ومنطقی و منطبق با همه اصول و موازین خودساخته وبین المللی می دانند.اما در بخش قرنطینه سیاسی که متاسفانه اکثرملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن  محصور و زندانی شده اند،هیچ حق حیات واظهارنظری وجوندارد.همه قوانین و مقررات وفرمول ها ،همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظام های دست نشاندگان ودربرگیرنده ی منافع مستکبران خواهدبود

فریادهای مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان که امروز درجهان اسلام صورت گرفته است همان پیش بینی حضرت امام است.«مابا اعلان برائت از مشرکین ،تصمیم برآزادی انرژی متراکم جهان اسلام داشته و داریم و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی ایت کار صورت خواهدگرفت.وان شاءالله روزی همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریادزنند و اثبات کنند که ابرقدرت ها و نوکران و جیره خواران شان از منفورترین موجودات جهان هستند

ای کاش که مسلمین جهان و جوانان امت اسلام زودتر از این به ندای خمینی کبیر لبیک می گفتندو قیام خویش را شروع می کردند.آن هنگام که حضرت روح الله مسلمانان تمامی کشورهای جهان را مورد خطاب قرار می دادچه کسی می دانست که روزی این امر محقق شود.«مسلمانان تمامی کشورهای جهان از آنجا که شما در سلطه ی بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده اید،باید بروحشت از مرگ غلبه کنید و از وجودجوانان پرشور وشهادت طلبی که حاضرند خطوط جبهه ی کفر را بشکنند استفاده نمایید.به فکر نگهداشتن وضع موجود نباشید .بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید که عزت وحیات در سایه ی مبارزه است و اولین گام در مبارزه اراده است و پس از آن تصمیم براین که سیادت کفر و شرک جهانی خصوصا آمریکا را برخود حرام کنید

اما این مبارزه تا کجا باید ادامه پیداکند؟درمنطق حضرت امام (ره)باید تا زمانی که مسلمانان به عظمت و اقتدار خود نائل نشده اند به مبارزه ادامه داد.«مسلمانان باید بدانند،تازمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود همیشه منافع بیگانگان برمنافع آنان مقدم می شود و هر روز شیطان بزرگ یاشوروی به بهانه ی حفظ منافع خود حادثه ای رابه وجودمی آورند.راستی اگرمسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهان خواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانندآسوده خواهندبود؟هم اکنون اگرآمریکا یک کشور اسلامی را به بهانه ی حفظ منافع خویش باخاک یکسان کند،چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟پس راهی جز مبارزه نمانده است.وباید چنگ و دندان ابرقدرت ها و خصوصا آمریکا را شکست و الزاما یکی از دو راه راانتخاب نمود.یاشهادت ،یاپیروزی که در کتب ما هردوی آنها پیروزی است

  • مهدی دلبند