نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

دانش یکی از ارزشهای بنیادی است که بشر همواره به آن نیازمند بوده و آن را می جسته است.زیرا بدون دانش نمی توان مبدأ و مقصد و مسیر را شناخت و شناخت با دانش حاصل می شود.دانش چراغی است نور افشان تا انسان پیش پای خود را ببیند و در چاه نیفتد.با این نگاه،عالم هستی «دانش گاه» است.

«دانش گاه» به معنای خاص آن سابقه دیرینه ای دارد.از قدیم الایام بشر نهاد تعلیم و تربیت را به وجودآورده و «گاه»ی برای «دانش » درست کرده است.انسان ها برای رفع مجهولات خود «دانش گاه» را به وجود آورده اند.همواره هدف این بوده است که گروهی بدانند و دست گروهی را که نمی دانند بگیرند.یعنی گروهی «نخبه»شوند و راهبر جامعه باشند.

اما «دانش گاه» به معنای اخص آن محصول دنیای مدرن است.در تعریف مدرن «دانش گاه» ،خروجی باید انسان متخصص و تکنسین باشد.والبته متعهد به هنجارهای اخلاقی و قانونی مدرنیته.سرمایه داری و شبه سرمایه داری نیازمند نیروی کاردان و سربه زیر است تا چرخ اقتصاد و بازار و صنعت بچرخد.  برای این منظور،علوم طبیعی و فنی متولی متخصص کردن و علوم انسانی متولی سربه زیر کردن  افراد است.

اما در  دانش گاه «جمهوری اسلامی» تعریف نخبه و نخبه گی متفاوت است.در اینجا نیزمطابق بینش اومانیستی غرب ،دانش گاه باید همزمان بینش گاه و پرورش گاه و پژوهشگاه باشد.اما تفاوت در تصور دانش و بینش است نه در تصدیق آن.در اینجا باید نگرش و جهان بینی الهی حاکم باشد و علوم ذیل این گفتمان تعریف شوند.(آنچه به عنوان علوم اسلامی مطرح می شود).خروجی این دانشگاه نه انسان دارای مدرک دکترا ،آن هم بدون یک تز مشخص ،بلکه باید یک انسان حکیم باشد. وحکیم همان هوشیار است که در نظر سعدی«برگ درختان سبز در نظر هوشیار     هر ورقش دفتری است معرفت کردگار»

آنچه مورد نیاز جمهوری اسلامی است تولید انسان متخصص در امور و فنون ،متعهد به عهدالهی، مقید به حقوق بندگان خدا ست.وظیفه ای که به طور وی‍ژه آموزش و پرورش و آموزش عالی متولی آن هستند.

ما برای پیشبرد آنچه اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی می نامیم ،به نیرو نیاز داریم.اگر «دانش گاه» را مرکز فکر و تخصص و بصیرت جامعه می دانیم،دانشجو و استاد«دانش گاه»نیز باید فکور و متخصص و با بصیرت باشد.چنین دانشجو و استادی همان «نخبه» مورد نظر است.

امروز آنچه به طور ملموس مشاهده می شود عدم هماهنگی عرضه و تقاضاست.از یک سو تقاضای جامعه برای داشتن نخبگان همطراز انقلاب  زیاد است.از سوی دیگر عرضه نخبگانی این چنین از سوی دانشگاه کم است.این مهم می طلبد تا در «دانش گاه» بازنگری شود.

اگر آرمان مطلوب «تمدن نوین اسلامی» است لاجرم باید پذیرفت دانش گاه های جمهوری اسلامی همراه با این آرمان نیستند.اولین نیازمندی برای تولید تمدن «انسان»است.تمدن غرب«انسان»مورد نظر خود را به خوبی ساخته است.نگرش اومانیستی تولید انسان اومانیستی کرده است.پس در«دانش گاه»جمهوری اسلامی ،نگرش اسلامی باید انسان اسلامی تولید کند.

برای «نخبه پروری در دانش گاه» باید چند کار اساسی انجام داد

1-بازتعریفی از«نخبه»،«نخبگی»،«دانش»و«دانشگاه»(جنبش نرم افزاری،تولیدعلم،تحول در علوم انسانی)

2-آسیب شناسی وضع موجود(شناخت فرصت ها و تهدیدهای موجود دانش گاه)

3-تبیین وضع مطلوب(تولید انسان همطراز انقلاب اسلامی برای تمدن سازی)

  • مهدی دلبند

سیاست خارجی-نحوه ارتباط ما با جهان خارج- چالشی ترین موضوع سه دهه حیات انقلاب اسلامی است.

انقلاب اسلامی منجر به تشکیل حکومت جمهوری اسلامی شد.و این حکومت نظام و قانون تشکیل داد.

گرچه انقلاب اسلامی معادلات سیاسی و فرهنگی عالم را بر هم زد و بسیاری چیزها را نفی و اثبات کرد،اما بی شک نمی شود بدون تعیین حدود و ثغور و کمیت و کیفیت ارتباط با جهان خارج ادامه حیات داد.به ویژه آنکه اصلی ترین شعار انقلاب و امام انقلاب و رهبر انقلاب صدور انقلاب و تشکیل تمدن اسلامی است.

در یک نگاه کلی دو رویکرد متفاوت –والبته متضاد- نسبت به سیاست خارجی وجود دارد.

1-نگاه اول بر این نظر است که اساسا انقلاب اسلامی برای برهم زدن نظم موجود و معادلات ظالمانه و احیای دین در حیات اجتماعی به وجود آمد.واین الزاما تنش ایجاد خواهد کرد.بدیهی است استکبار که بیش از دو قرن به دنبال زدودن دین از حیات بشر بوده است و خوی هژمونی و سلطه طلبی دارد چنین انقلابی را بر نخواهد تافت و برای آن تنش ایجاد خواهد کرد.در مقابل خصلت ذاتی این انقلاب استکبار ستیزی و مبارزه با ظلم است.این دو با هم جمع نمی شوند.

منظور از استکبار کل دنیا نیست.مشخصا آمریکا،اسرائیل و دولت های همراه و همکار آنهاست.

2-نگاه دوم می گوید برای ادامه حیات باید با دنیا –حتی با استکبار- تعامل کرد.ما باید در آرمان های انقلاب تعدیل ایجاد کرده و به دنبال تنش زدایی باشیم.منافع ملی ایجاب می کند برای کاهش فشار تحریم ها و تهدیدها،با آمریکا مذاکره کنیم و حتی رابطه برقرار کنیم.

دو طرف این چالش همدیگر را با عناوین مختلفی خطاب می کنند.

گروه اول:تندرو،افراط گرا،آرمان گرا،ماجراجو،توهم توطئه،فلسفه بافی

گروه دوم:اصلاح طلبان،دوری از ارزشها،عدول از انقلاب،محافظه کار،

حال کدام نگاه درست است؟

این حدود و ثغور را چه کسی باید تعیین کند؟

چه چیزی معیار است؟

اسلام؟

امام؟

قانون اساسی؟

رهبری؟

مصالح ملی؟

...

...

  • مهدی دلبند