نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۱۱ مطلب با موضوع «تمدن» ثبت شده است

مقدمه

29خرداد سالروز در گذشت دکتر شریعتی است. شریعتی را می توان نماد روشنفکری متعهد و مسئول دانست. اگر چه شریعتی قربانی تنگ نطری ها و برداشت های نادرست زمانه خود شد، و نیز گر چه پاره ای تحلیل ها و برداشت های غلط شریعتی از اسلام و مسائل جامعه قبال انکار نیست ،  اما این منافی تمجید و تحسین از تعهد و تلاش وی برای آگاهی بخشی به جامعه استبداد زده و استعمار زده ایران نمی شود.منصفانه ترین قضاوت آن است که شریعتی را باید در ظرف زمانی خودش دید.

  • مهدی دلبند

کوثر سوره ای است که  شاید مسلمانی پیدا نشود که آن را حفظ نباشد.سوره ای که 4آیه دارد و در جزءسی ام قرآن قرار دارد.

 

کوثر کوتاه ترین سوره قرآن ،اما بزرگ ترین تابلوی زیبای آفرینش است.آنجا که خداوند می فرماید«لولاک لما خلقت الافلاک،و لو لا علی لما خلقتک ، و لو لا فاطمه لما خلتقکما»

واما چند نکته:

1-بنابر قول اقوم کوثر به معنای کثرت ذریه است. البته معنای خیر کثیر را هم می دهد.یکی از مصادیق خیر کثیر ،کثرت ذریه است(تفسیر المیزان،ذیل تفسیر سوره کوثر)

2-این آیه در پاسخ کسی بود که پیامبر را ابتر و مقطوع النسل می خواند.پس نسل و ذریه آنقدر مهم است که یک سوره مختص آن نازل شود.

3-خداوند اعطای کوثر را به خود نسبت می دهد.بر پیامبر منت نهاده و به او کوثر اعطا می کند.پس

-نسل از جانب خداست.

-نسل عطیه خداوند به ماست.

-نسل خیر کثیر است.

-پسر بر دختر هیچ برتری ندارد(خداوند فاطمه را خیر کثیر می خواند)

4-«فصل لربک وانحر»

-پاسخ منت خداوند سپاسگزاری است.

-به میمنت این خیر کثیر قربانی کن

5-آن کس خود مقطوع النسل شد.اما فرزندان و ذریه فاطمه در سراسر عالم حضور دارند.(سادات)

امروز ما داعیه داریم حکومت فاطمی داریم.آیا از فاطمه فقط حجاب را می دانیم؟یک حکومت فاطمی چگونه ساختارها و نهادهایش و قانون هایش و مدیریتش و راهبردهایش فاطمی خواهد بود؟

تمدنی که به دنبالش هستیم بی شک تمدن فاطمی است.اما اکنون با این صدا و سیما،سینما،دانشگاه ،مدرسه، اینترنت، مجلات و روزنامه ها،کتاب ها و... فاطمه را تبدیل به ساختار و نهاد خواهیم کرد؟

اقتصاد فاطمی؟

مدیریت فاطمی؟

قضاوت فاطمی؟

سیاست فاطمی؟

خانواده فاطمی؟

...

آیا ما به سمت یک تمدن کوثری پیش می رویم؟

 

 

  • مهدی دلبند

 

هر لحظه که قافله تمدن بشری به پیش می رود،جهان در شرایط حساس تر و پیچیده تری قرار می گیرد.گویی تاریخ در حال نزدیک شدن به نقطه عطف خود است. قطار تمدن پس از عبور از فراز و نشیب های بسیار اینک  در حال گذر از پیچ عظیم تاریخ است.آنچه این سیر تاریخی به ما نشان می دهد این است که پس از پشت سر گذاشتن تونل های تاریک و دره های عمیق و پیچ های خطرناک ،اینک لحظه حساسی فرا رسیده و ما باید به سلامت از آن بگذریم و وارد دوران طلایی بشر که انتظار آن را می کشید بشویم.شرایط گیتی خود را برای طلوع تمدن نوین اسلامی آماده می کند. چگونه باید عبور کرد؟مسئله این است.

به وجود آمدن یک تمدن معلول تجمیع عزم ها و اراده ها است.اراده های نظام ساز وعالم ساز که قدرت سرپرستی عالم را دارند و محکوم به قوانین ومحدودیت ها و الزامات تمدن نیستند.عبور سالم ومطمئن نیازمند اراده های پولادین است.باید قوانین موجود تمدنی را برهم زد و بستر تمدن الهی را فراهم کرد.باید خود را مهیای خیز بزرگ تاریخی کرد.باید عزم ها را جزم کرد و بند پوتین ها را محکم بست و آهنگ مبارزه سر داد که«تاشرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم»

قرعه کار به نام ملت ایران افتاده است تا بار این امانت را به دوش گیرند.اکنون باید این آگاهی در جامعه ایجاد شود که رسالت بزرگ ما در این برهه از تاریخ ،حفظ انقلاب اسلامی با تمام وجود است.انقلابی که میراث انبیا است و البته نگهداشت آن محتاج صبر و بصیرت است.باید تمام جهت گیری های ما به سمت تمدن نوین اسلامی باشد.

اگر این وعده الهی است که «زمین را مستضعفان و خوارشمرده شده گان به ارث خواهند برد»و اگر امروز پابرهنگان و مظلومان عالم به پا خواسته اند دیگر گاه سکوت و سکون نیست.

آیا جز این است که جرقه این تحول عظیم را انقلاب اسلامی روشن کرد؟

آیا جز این است که ما امروز ام القرای جهان اسلامی و پیشوای آزادیخواهان جهان هستیم؟

آیا جز این است که این انقلاب باید به انقلاب جهانی حضرت مهدی موعود(عج) متصل شود؟

پس اگر چنین است دیگر نشستن چه سود؟

ما را چه می شود اگر برنخیزیم و معادلات ظالمانه حاکم را بر هم نزنیم و برعلیه نفس اماره جهانی و شیطان اکبر قیام نکنیم؟

چگونه می توان دست روی دست گذاشت و بدون تلاش و مجاهدت و صبر و بصیرت به هدف رسید؟

باید از ملامت غیر هراسی به دل راه نداد.

باید به پا خاست.

باید اراده کرد.

باید مبارزه کرد.

.....

 

 
  • مهدی دلبند

یکی از کارهای مهم و اساسی مقام معظم رهبری درآگاهسازی نخبگان و پیشبرد پروسه تمدن نوین اسلامی گفتمان سازی است.ایشان به عنوان قافله سالار انقلاب اسلامی همواره چشم بیدار جامعه بوده و در هر دوره بر اساس ژرف اندیشی و نگاه عمیق خود.گفتمان های مورد نیاز را اظهار داشته تا اندیشمندان وفرهیختگان جامعه به پردازش و تئوریزه کردن آن پرداخته و مسئولان وسیاستمداران آن را مبنای عمل خویش قرار دهند.

جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم و به تبع آن تحول در علوم انسانی و اسلامی کردن دانشگاه ها یکی از همین گفتمان هاست که در دهه سوم انقلاباز سوی ایشان مطرح شده و پیش نیاز دهه چهارم یعنی دهه پیشرفت و عدالت است.

بی شک لزوم این نهضت و تحول بر آگاهان امر پوشیده نیست.اما مسئله اساسی این است که جامعه علمی و فرهنگی کشور تا چه اندازه به این مطالبه پاسخ داده است.

متاسفانه باید گفت علیرغم تلاش های نسبتا خوب نخبگان و دانشجویان و مراکز علمی و فرهنگی ،همچنان این مطالبه نه تنها به یک خواست عمومی تبدیل نشده است، بلکه مانند بسیاری از فرمایشات مقام معظم رهبری در گرداب بروکراسی و بیلان کاری نهادهای مسئول گیر افتاده است.

اولین گام در ایجاد یک جنبش نقد فضای موجود است.اگر فضای نقد علوم انسانی در دانشگاه و حوزه راه افتد و به یک رویه تبدیل شود شاهد بارقه هایی از تغییر و تحول خواهیم بود.این امر مستلزم عنایت ویژه به یکی دیگر از مطالبات رهبری یعنی کرسی های آزاد اندیشی است.

کرسی های آزاد فکری و نظریه پردازی راه را برای ایجاد تحول و تولید علوم انسانی اسلامی هموار خواهد کرد.در این میان بر دانشجویان است که مجاهدانه کرسی های آزاد اندیشی را سرلوحه خواسته های دانشجویی خویش قرار دهند.اساتید ونخبگان نیز باید عزم خود را جزم نموده وبه نظریه پردازی بپردازند.

اگر ما داعیه ایجاد تمدن نوین اسلامی را داریم، باید به فکر تولید نرم افزارهای فکری ،فرهنگی، اجتماعی اقتصادی و... باشیم.

 
  • مهدی دلبند

نظام سلطه جهانی پس از فروپاشی نظام الحادی کمونیسم و مست از این پیروزی بزرگ،خود را کدخدای دهکده جهانی پنداشت و نظام لیبرال دموکراسی را نظام نجات بخش و پایانی تاریخ خواند و همگان را به آرمان شهر خیالی خویش فراخواند.این نظام به ویژه پس از جنگ جهانی دوم  خود را به جهانیان غالب کرد و به مدد بهره گیری از ابزار سلاح و رسانه  همگان را مرعوب خود ساخت .

اما وقوع  انقلاب اسلامی فریادی رسا از دل تاریخ و از حلقوم تمامی زجرکشیدگان و پابرهنگان تاریخ بود  که بر سر فرعونیان ونمرودیان زمانه فرود آمد و شعله های فروزان این نور الهی خیمه های سیاه دودمان استکبار را سوزاند.انقلابی که انسان سرگشته دوران متوحش مدرن را تلنگری دیگر زد و هویت واقعی او را یادآور گشت.

واینک پس از گذشت بیش از 30 سال از این واقعه عظیم،پژواک صدای انقلاب در تمامی عالم به گوش می رسد و از خاور میانه تا خاور دور  و از سرزمین وحی تا دیارغرب را فرگرفته است.سردمداران کفر،این اخوان الشیاطین واین ابلیسان برتلبیس،تصور نمی کردند که موج بیداری اسلامی انسانی که مدتی است عالم را در برگرفته به سرزمین های آنها هم برسد.اما دیری نپایید که برخلاف پنداشته هایشان ،خیابان های اروپا و آمریکا صحنه تظاهرات مردمی شد.

اینک صدای انقلاب از وال استریت شنیده می شود.آمریکانشینان خسته از ظلم و دروغ و دغل،اینک آزادی را نه در مجسمه آزادی که در میدان وال استریت جستجو می کنند.اینک پس از شکسته شدن بت های کوچک در کشورهای اسلامی نوبت شکستن بت بزرگ است.واینک جهان در انتظار ابراهیم تا تبر به دوش ار سفر باز آید و ...

 

  • مهدی دلبند

به سوی تمدن اسلامی

برپایی یک تمدن نیازمند ایجاد زیرساخت های لازم فکری واندیشه ای ونیز امکانات و شرایط لازم برای بسط و فراگیری آن تمدن است.هر زمان که یک فرهنگ بتواند این زیرساخت ها را فراهم کند و قالب های موردنیاز خود را بسازد ،می تواند خود را به عنوان تمدن معرفی کند.اگر این سخن را بپذیریم که تمدن جسد فرهنگ است ،آن گاه ...

  • مهدی دلبند

حداقل درربع قرن گذشته جهان به صورت تک قطبی اداره می شده وایالات متحده آمریکا پس ازشکست کمونیسم خود را به عنوان تنها مدیر جهانی به دیگر کشورها تحمیل کرد.امابا وقوع انقلاب اسلامی واستمرارآن وظهور قدرت های جدید وحضورتاثیرگذارآنها برمناسبات بین المللی جهان تک قطبی دیگر موضوعیت ندارد.ایالات متحده نه تنها هرگزنتوانسته نقش خود را در برقراری ثبات و امنیت ومدیریت جهان ایفاکند،بلکه خود عامل بسیاری از ناامنی ها و منازعات منطقه ای بوده است.

قدرت های استکباری و به ویژه آمریکا همواره به فکر منافع خویش بوده وبه دیگر کشورها اجازه عرض اندام درعرصه جهانی وحتی خودآن کشورها نداده اند.برخلاف شعارهای دهان پرکن دولت های مستکبر امروز موجی از ناامنی،فقرو فساد دامنگیر جامعه جهانی شده وعلیرغم تبلیغات وسیع وفضاسازی رسانه ای در تحقق هیچ کدام از شعارهای خود موفق نبوده اند.آنها همواره نگاه کدخدامنشانه دارند و همت خود را صرف استثمار دولت ها و ملت ها می کنند.تاسیس سازمان های بین المللی حقوقی نیز تنها ابزاری برای توجیه اقدامات ضدانسانی آنها وخفه کردن صدای دیگرکشورهای ضعیف بوده است.آنها با نقض قوانین بین المللی به خود اجازه می دهند درامور دیگران دخالت کرده و به چپاول سرمایه های آنها بپردازند.

اما واقیت های جهان امروز نشان می دهد که دوران زورگویی ابرقدرت هابه سرآمده و قدرت های جدیدی در حال عرض اندام هستند که بی گمان این امر به برکت موج عظیم انقلاب اسلامی در ربع قرن گذشته بوده است.امروز موج ضدامپریالیستی درحال گسترش است و جنگ نرم انقلاب اسلامی پایه های نظام سلطه متزلزل نموده است.

لذا پیشنهاد دکترمحمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت دهه آینده جهان پیشنهادی منطقی و عقلانی است .همچنان که مورد توجه بسیاری از محافل و نهادهای مستقل قرار گرفته است.

بی شک در جهان کنونی کسی نمی پذیرد که گروه اندکی خود را صاحب حق دانسته و آنچه می خواهند انجام بدهند.

قدرت های بزرگ چه بخواهند و چه نخواهند باید ظهور و نقش آفرینی قدرت های نوظهور را در عرصه مدیریت جهانی بپذیرند.

نکته آخر اینکه صدورانقلاب اسلامی که آرمان حضرت امام (ره) بود امروز درحال تحقق است.علیرغم هجوم همه جانبه دشمن برای جلوگیری از قدرت نرم جمهوری اسلامی ،موج بیداری اسلامی ملت های دیگر را نیز بیدار کرده ومنطق و عقلانینت جمهوری اسلامی ملت ها و دولت را به سوی خود جلب می کند.

  • مهدی دلبند

ما وجهان فردا

۱۹
مرداد

جهانی که درآن زندگی می کنیم جهانی است لبریزاز عزم ها واراده های گوناگون.جهانی که کثرت تفاسیرازحال وآینده درآن به خوبی نمایان است.اگرباوربه یک اندیشه راایدئولوژی بنامیم،جهان امروز جهان رقابت ایدئولوژی ها برای دردست گرفتن امروز وفردای بشریت است.

سوال اساسی که نیازبه تامل ودرنگ دارداین است که آیاجهان به سمت کثرت ایدئولوژی ها پیش می رود یا وحدت ایدئولوژی ها.درواقع آیا قراراست یک ایدئولوژی جهانی شود وهمه تحت لوای آن ایدئولوژی درآیند،یاجهان فردا رامکاتب مختلفی راهبری می کنند.

هرایدئولوژی که بتواند آرزوهای دیرینه بشر رامحقق سازد بی گمان فردای جهان را به دست خواهد گرفت.

امروز دواندیشه عمده درجهان داعیه تحقق آرمان شهر بشر را دارند.یکی اندیشه لیبرالیسم ودیگری اندیشه اسلامی.هرکدام ازاین دوعقیده جامعه انسانی رابرمبنای احکام وعقاید  خود طراحی می کنند.

الگوی نهایی وآرمان شهر مکتب لیبرالیسم جامعه متمدن امروز است که نماد آن غرب است. والگوی جامعه موردانتظار بشر دراندیشه اسلامی ،جامعه مهدوی است.

جامعه ای که نظام لیبرال دموکراسی غرب معرفی می کند، جامعه ای است که درآن اعتقادی به خدا وجود داردوسکولاریسم واومانیسم روح حاکم برآن است.انسان ها درتمتع وبهره گیری از نفسانیات به طورکامل آزادند وهیچ قیدوبند وجدانی واخلاقی را برنمی تابند.جامعه ای که مبتنی بردومنطق اصالت لذت و اصالت سود ومنفعت بنا نهاده شده است.دراین جامعه انسان محورهستی است وهمه چیز درنسبت باانسان سنجیده می شود.انسانی که متکی به عقل منقطع ازوحی است.لذت گرایی وارضای هوای نفس دراوج است و همه امکانات برای لذت هرچه بیشتر به کارگرفته می شود.دراین جامعه اباحی گری اصالت دارد

درطرف دیگر جامعه خدامحورقرار دارد.دراین جامعه اعتقادبه خداوند وخالق بودن ومدبربودن او در راس قرار دارد.انسان ها خود را بنده می دانند و درپی کسب رضایت خداوند می باشند.این جامعه دینی است و همه چیز برمبنای شریعت الهی انجام می شود.اعمال افراد درچارچوب پنج حکم واجب،حرام، مستحب، مکروه ومباح که خداوند تعیین کرده ارزیابی می شود.برخلاف جامعه لیبرال که حلیت و حرمت کارها را انسان تعیین می کند.

نوع نگاه این دو مکتب به انسان نیز متفاوت است.درواقع اصلی ترین اختلاف ومنشاء تمام اختلافات دیگر همین نوع نگاه به انسان.

طبق عقیده اسلامی انسان اشرف مخلوقات وخلیفه خداوند بر روی زمین است. انسان عبث وبیهوده آفریده نشده وبعد ازخلقت به حال خود رهانشده است.بلکه همواره تحت ارده و اداره خدای متعال قرار دارد.این انسان به روز حساب و معاد اعتقاد دارد و تمامی اعمال خود را برای کسب رضایت خدا انجام می دهد.درحالی که درتفکر اومانیستی زندگی انسان محدود به همین دنیاست و روز حاسبی وجود ندارد ومرگ پایان زندگی است.تفکر لیبرال امروز پس از ناکامی درتحقق وعده هایش درسراشیبی سقوط قرار گرفته وبشر وامانده ازخدا درجستجوی روزنه ای برای التیام بخشی به آلام خود است.بحران معنویتی که غرب برای انسان امروز درست کرده او را در مرداب تحیر و سرگشتگی فروبرده است.

آرمان شهر پوشالی لیبرالیسم که ایالات متحده آمریکا تجلی نهایی آن است،جهنمی پراز انواع فسادها و آلودگی هاست.شهری که انسان ها نه انسان تر ،بلکه ازحیوان هم پست ترشده اند وتوحش وبربریت انسان امروز در تاریخ بی سابقه است.

اینک که سردمداران نظام استکبار جهان به سوی تاریکی پیش برده اندو انسان را در هوای نفس خویش گرفتار کرده اند ،هیچ راهی جزبازگشت به معنویت برای نجات بشر وجود ندارد.امروز فطرت جهانی به دنبال کورسوی امیدی است تا او را به ساحل امنیت و آرامش ونجات رهنمون سازد.

  • مهدی دلبند

تمدن غرب که روزگاری خود را تمدن ارشدمی نامیدوادعای کدخدایی دهکده جهانی راداشت،امروز رو به افول گذاشته و درسراشیبی سقوط قرارگرفته است.این تمدن امروز برای بقا وبه تاخیر انداختن مرگ خود می جنگد.غرب به هر راهی متوسل می شود تاتمدن پوشالی درحال احتزار خود راازمرگ حتمی برهاند وچندصباحی بیشتر به چپاول ملت هاوکشتارمستضعفان همت بگمارد.

غربی که باشعارهای زیبا و رنگ ولعاب شده ای مثل حقوق بشر و آزادی ،صدای ملت ها راخفه کرده بود،امروز بافریادبیدارشدگان ،لحظه ای آرامش ندارد وخواب های خودرابرای تسخیر جهان بربادرفته دیده ونقشه هایش برای حکمرانی بلامنازع برملت هارانقش برآب.تمدنی که ازهیچ جنایتی شرم نداردومی خواهدبازوراسلحه ،روح پست حیوانی خود رابه دیگران منتقل کند.

امروز تمام هیبت و هیمنه این کاخ ستم ووارثان فرعون دررژیم منحوس صهیون جمع است.که برای جلوگیری از افولش که همانا مرگ تمدن غرب است،حتی به کودکان چندماهه نیزرحم نمی کند.وامروز باحمله به کاروان آزادی که وجدان بیدارجهانی بدرقه راه آنها بود،شعارآزادی خود رادرعمل نشان دادند واین خودآیتی روشن ازدست وپازدن جلادان صهیون درگرداب فروپاشی است.کاروان آزادی که تنها هدفش رساندن داروبه کودک زخم خورده فلسطینی بود.کاروانی که تنها می خواست اشک های مادران غزه ازگونه هایشان بزداید وبه آنان نوید صبروپیروزی دهد.کاروانی که حامل پیام آزادی برای مردم دربندغزه بود.

اما فرزندان نمرود وفرعون باردیگرنشان دادند که «اولئک کالانعام بل هم اضل ».ودردآورترآنجاست که آنها که دستشان درکشتن جوانان سرزمین زیتون وفرزندان قدس با اسرائیل در یک کاسه است،حتی از محکوم کردن نیز دریغ دارند.وازاین دردآورترآنجاست که دنیامداران ومنافقان ومزدوران رخنه کرده درپیکره امت اسلام ،که پیش ازاین دست دوستی با گرگ های وحشی صهیون به گرمی فشرده بودند،همچنان ازپشت وازجلو خنجر درقلب بی پناهان ومظلومان فلسطین فرو می کنندوهیچ شرم وحیایی ندارند.

اینک که درآستانه بیست و یکمین سالگرد عروج ملکوتی پیرمراد همه مستضعفان عالم،خمینی عزیز قرارداریم،شاهدیم که نهال انقلاب خمینی اکنون بارورشده ودرحال میوه دادن است.اگرآن روز خمینی کبیر پرده ازچهره سفاک رژیم اشغالگر قدس برداشت،امروزدرهرگوشه جهان که نام خمینی به گوش حقیقت جویان وآزادیخوان رسیده است،فریادبرائت سرمی دهند.

اگرآن روز حضرت روح الله تمامی هیبت و شکوه کاخ های استکبار رادرهم شکست ولرزه براندام خداوندان زر و زور وتزویر انداخت،امروز ملت های بیدار ووجدان های آگاه پای خود را جای پای خمینی وآرمان خمینی می نهند.

امروز انقلاب اسلامی جهانی شده است وآن روز دیرنیست که درگوشه گوشه دنیا شاهد وقوع انقلاب های اسلامی ملت های دربندبرعلیه زورگویان باشیم.

اینک آخرین لحظات اضمحلال شیطان بزرگ است ودرگرداب خودساخته ،پنجه درپنجه مرگ انداخته وآخرین نفس ها رامی زند.

«ونرید ان نمن علی الذین استضعفوفی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»

  • مهدی دلبند

سراشیبی سقوط

۱۵
اسفند

تمام شواهد و قراین حاکی از آن است که نظام سرمایه داری به پایان عمر خود رسیده است.این نظام که سودای سعادت وخوشبختی بشر را در سر می پروراند اینک پس از ناکامی در همه ی وعده هایش به سمت فروپاشی و پیوستن به موزه ی تاریخ پیش می رود.

تاقبل ازظهورانقلاب اسلامی،جهان درسیطره دوابرقدرت شرق وغرب بود ودیگران سرتعظیم فرود آورده وروبه سوی کعبه این دو کرده وبرآنها سجده می کردند.بافروپاشی ایدئولوژی شرق یعنی کمونیسم که تمام عمر خود رادرراه خدازدایی صرف کرد،نظام سرمایه داری غربی خود را یکه تاز درجهان احساس کرد ورؤیای کدخدایی دنیا رادرسرپروراند.اما این رؤیا مدت زیادی دوام نیاورد وغرب خود را درمقابل پدیده ای به نام اسلام آن هم از نوع اسلام ناب محمدی دید.

دیر زمانی نیست که فرانسیس فوکویاما مکتب لیبرال دموکراسی را مکتب پایان تاریخ اعلام کرد.مکتبی که دموکراسی وآزادی را نهایت آمال بشر قرار داده و برای رسیدن به آن وساختن جهانی مبتنی براین دو کوشش می کند.

پروسه جهانی سازی مدرنیته درواقع درپی آن است که همه اقوام ونژادها ومذاهب را درخود حل کند وهمگان رابه زیر این پرچم در آورد.بدین منظور هم در بعد کمی وهم دربعدکیفی وبه هرطریق ممکن در حال ترویج وبسط ارزش های این مکتب است.اما آنچه به وضوح دیده می شودتنازع ودرگیری این نحله فکری با یک مکتب فکری دیگر به نام اسلام است که با احیای آن در نیمه دوم قرن بیستم به یکباره سدی بزرگ در برابر پروسه تمدن غرب ایجادکرد.

انقلاب اسلامی ملت ایران درسال 57،باطلوع خود دوران مدرن رابه چالش کشید وبابیدارکردن فطرت های خفته، زنگ خطر را برای منادیان ومعماران لیبرالیسم به صدادرآورد.

امروزهمه آنچه که دردنیا اتفاق می افتد،تقابل ورویایی این دوگفتمان است.یکی بشریت را به سوی سعادت و تعالی وبه سوی خداوند سوق می دهد ودیگری انسان ها رابه قهقرای رذالت وحیوانیت می کشاند.یکی جامعه بشری رابرمبنای توحید وخداپرستی بنا می کندودیگری انسان ونفس را محور قرار داده است.

انقلاب اسلامی مکتبی مبتنی براسلام بود که دردل تاریکی درخشید وندای لااله الا الله رادرقرن بیستم وعصر جاهلیت سرداد وباردیگر فریاد ((قولولااله الاالله تفلحوا)) برآورد وهمگان رابه چنگ زدن به ریسمان خداوند ودوری ازخداوند فراخواند.دراین بین نظام لیبرال سرمایه داری که وجود خود رادرخطرمی دید وآرمان های خود را بربادرفته می یافت ،به مقابله با اسلام ناب پرداخت.اسلامی که انقلای بود وشعارش نابودی کاخ های ستم وسلطه وآرمانش به ارث بردن زمین توسط پابرهنگان بود.آرمانی که هزاران سال وهزاران پیامبر برای آن جهادکردند .آرمانی که هدف بعثت انبیا ووعده خداونداست.

اسلامی که در منطق آن نه سازش ونه تسلیم جایی نداشت.این بود که ازهمان طلوع فجر انقلاب اسلامی ،غرب تمام همت خویش رابه کاربرد تااین رقیب را نیز ازصحنه به درکند وهمچنان طلایه دار ظلمت وتاریکی باشد.

کاربزرگ انقلاب اسلامی به چالش کشیدن غرب درحوزه اندیشه بود. دنیای غرب مفاهیمی مثل آزادی،دموکراسی ،حقوق بشر ومفاهیم دیگری ازاین دست را به تام دنیا صادر کرده بود وهمه فرهنگ ها را درفرهنگ منحط خود هضم کند.اما ظهور انقلاب ملت ایران که مبتنی برآموزه های اسلام بود همه این مفاهیم رابه چالش جدی روبرو کرد.

ماحصل منازعه 31ساله انقلاب اسلامی باغرب حکایت ازآن دارد که دنیای سلطه نه تنها دراجرای پروژه حذف اسلام وبه طورکلی حذف دین ازعرصه زندگی بشر ناکام مانده ،بلکه امروز خود رادرگرداب فروپاشی گرفتار می بیند.

 

  • مهدی دلبند