نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۳ مطلب با موضوع «علوم انسانی» ثبت شده است

جامعه شناسی دانشی است که به بررسی وتحلیل وقایع واموراجتماعی وفردی می پردازد.مسائلی ازقبیل فقر،بیکاری ،بزهکاری،آسیب های اجتماعی،رابطه فرد با گروه ها وجامعه وبسیاری مسائل دیگر درحیطه دانش جامعه شناسی قرار می گیرد.این دانش به یک جامعه کمک می کند تابرنامه ریزی مناسب ومطلوبی برای وضعیت حال وآینده خودداشته باشد.درواقع جامعه شناسی بابررسی آسیب ها وموانع وارائه راه حل های مناسب به جامعه برای بهبود وضع موجود ورسیدن به وضعیت آرمانی کمک شایانی می کند.نکته قابل توجه آن است که متخصصان این دانش باید مبتنی برباورها،فرهنگ،رسوم وشرایط جامعه ای که درآن زندگی می کنندبه تدوین نظریه بپردازند.بدیهی است که نظریه ای که با ارزش ها وباورهای مردمان آن جامعه مغایرت داشته باشدهیچ گاه نمی تواند به بهبود وضع موجودکمک نماید.چه اینکه سبب ایجاد مشکلات جدیدی نیز می شود.

آنچه در دنیا و درکشورما به عنوان دانش جامعه شناسی دردانشگاه هاتدریس می شود،به خوبی گویای تناقض ومغایرت مذکوراست.آنچه تدریس می شودترجمان اندیشه های مادیگرایانه فلاسفه غربی است که درتضادآشکاربا بینش الهی ودینی مردم جامعه ماست.جامعه شناسی آنچنان که ازنامش پیداست بایدبه شناخت جامعه بینجامد وبه عنوان یک دانش کاربردی درخدمت مردم باشد.محصول جامعه شناسی مادیگرا آن است که امروزه درجوامع غربی به خوبی شاهدآن هستیم.این یک امرمسلم است که برای جامعه ای که ازبافت عمیق دینی و فرهنگی اسلامی واعتقاد به ماورا و جهان عقبی برخورداراست،نمی توان نسخه های مادی تجویزکرد.بنابراین این نیازبه خوبی احساس می شودکه بارجوع به پیش زمینه های اعتقادی وفرهنگی خود بایدبه تولیددانش بومی پرداخت.دانشی که واحدتحلیل آن نه عقل ابزاری اومانیستی که فطرت الهی انسان است.

دین مبین اسلام  مشحون از دستورالعمل ها و قوانین مورد نیازبشربرای زندگی فردی وجمعی و رسیدن به رشدوتکامل است.سیره علمی وعملی انبیا و ائمه علیهم السلام الگوی واقعی برای زندگی است. تنهاراه برون رفت از بحران های هویتی و معرفتی دنیای امروز تکیه بردانش جامعه شناسی منبعث ازکلام وحی و سیره اولیای دین است که البته باید برای این الگوی زندگی به تولید گفتمان وطراحی نظریه پرداخت .این مطلب راادامه خواهم داد ان شاءالله.

  • مهدی دلبند

چهارمین جلسه کرسی های آزاداندیشی را دیروز دردانشگاهمان -دانشگاه یاسوج- برگزارکردیم.الحمدلله این جلسه نیزمانند سه جلسه گذشته درکمال آرامش وامنیت برگزارشد.وروح علمی ومنطقی برجلسه حکمفرمابود.موضوعات سه جلسه گذشته عبارت بودند از:جنبش های دانشجوییُ هداف ووظایف-گفتمان امام وجنبش های دانشجویی ونهضت حمینی نهضت حسینی بود.وموضوع جلسه چهارم آزاداندیشی مبانی رویکردها و آسیب ها بود.

جلسات درسطح دانشجویی و از طرف انجمن اسلامی مستقل دانشگاه برگزارمی شود وتا پایان سال تحصیلی هرهفته تشکیل خواهد شد.

پس از چهارجلسه که درواقع لبیکی بود به ندای مقام معظم رهبری به خوبی تشنگی روح حقیقت جوی جوانان دانشجو را برای کشف حقایق احساس کردیم.تمام تاکید ما براین بود تافارغ ازتمام هیاهوهای سیاسی ودریک فضای علمی به بررسی مبانی ومفاهیم موضوعات پرداخته شود.

نیک می دانیم که یگانه راه برون رفت ازمشکلات امروز جامعه همین کرسی های نظریه پردازی وآزاداندیشی است .یعنی یک فضای سالم که درآن اندیشه های گوناگون درمورد مسائل گوناگون به رای ونظر گذاشته شود.این همان اصلی ترین نیاز دانشگاه های ماست که ازفقدان آن بسیار رنج می بریم.

واقعیت این است که فضای امروز دانشگاه های ما آلوده به ویروس مهلک غربزدگی است وبه جای آنکه کارخانه انسان سازی برمبنای تعالیم الهی باشد محلی برای اتلاف سرمایه عمر وفراگیری علوم لاینفع است. علومی که منقطع از وحی والحادی است.فضایی که نه تنها صراط مستقیم رانمی نمایاند چه بسا راه کفروضلالت را نشانمان می دهد.وچه زیبا فرمد آن پیرفرزانه که اگر دانشگاه اصلاح شود مملکت اصلاح می شود.

محیط بیمار روشنفکری امروز در دانشگاه های ما سرعت تکاپو وتعالی را برای بسط معارف الهی از ما گرفته است.چه جوانان پاک ومعصومی که به واسطه قرارگرفتن در این فضای آلوده دچار استحاله فکری شده ودر دامن الحاد وضلالت گرفتارآمدند.

پس از برگزاری این چهارجلسه از خود احساس رضایت دارم وبه نتایج آن امیدوارم.این کرسی های دریچه ای بود برای کمی نفس کشیدن فارغ از متون ترجمه شده غربی .فرصتی برای بیان حقیقت وزدودن غبارغفلت ومظلومیت ازچهره اسلام .

به هرحال بانوشتن این مطلب قصد آن داشتم که با افتخاربگویم که ما اولین جرقه را زدیم تاکنون ازماحصل خود راضی وشادیم.وخدای راشاکریم که توانستیم قدمی در راه اجرای منویات مقام عظمای ولایت برداریم.البته ذکراین نکته ضروری است که این کار کاملا با اراده وهمت دانشجویی انجام شده است.

امیدوارم که این جرقه فراگیر شود و آتش آن دامن علوم لاینفع غربی رابسوزاند و به سمت احیای دوباره تمدن ایرانی اسلامی پیش رویم. 

  • مهدی دلبند

آنچه که امروز به عنوان جامعه شناسی وعلوم سیاسی در دانشگاه ها تدریس می شود به طور حتم پاسخگوی هیچکدام از سؤالات بنیادی  بشری نیست.چه اینکه نظریه هایی که فلاسفه واندیشمندان غربی نسخه ی آنها را برای بشریت پیچیده اند نتوانسته اند فطرت حقیقت جو وکنجکاو انسان را قانع کند و البته درمقام عمل هم نه تنها هیچ کدام انسان ها را به سر منزل مقصود نرسانده اند بلکه برعکس آنها را از مقصد حقیقی خویش دور کرده اند. آنچه امروز در دانشگاه های جمهوری اسلامی به عنوان جامعه شناسی وعلوم سیاسی به دانشجویان آموزش داده می شودچیزی نیست جز ترجمه ی مبانی و نظریه های اندیشمندان غربی که سال ها پیش برای جوامع خود ودر زمان خود وضع کرده اند.

سؤالی که توجه به آن بسیار مهم است این است که تا کی قرار است این چنین اسیر ودر بند اندیشه های دیگران باشیم و هرچه آنها گفته اند ما هم تکرار نماییم تا کی قراراست دست به دامان دیگران باشیم واز خود اندیشه ای تراوش نکنیم.آیا واقعا خود ما هیچ حرفی برای گفتن نداریم؟

پر واضح وبدیهی است که جامعه ی اسلامی با جوامع غربی تفاوتهای بسیار دارد.رفتار روحیات و ویژگیهای جوامع اسلامی بسیارمتفاوت از جوامع غربی است چگونه می توان مظروفی را در ظرفی ریخت که باهم تناسبی ندارند.

برخلاف جوامع سکولار غربی که خداوند و اخلاق ودین از آنها رخت بربسته است،در جامعه ی اسلامی مهمترین واصلی ترین مؤلفه ها اسلامیت و ایرانیت آن است. درمکتب اسلام خداوند خالق ومدبر هستی و محور همه ی کارهاست وهمه چیز به اذن او انجام می گیرد. روابط متقابل بین انسان ها نه برمبنای سودو لذت که برمبنای اخلاق است.این جای تاسف است که دردانشگاه های اسلامی جامعه شناسیی تدریس می شود که تناسب و سازگاری با اسلام ندارد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران انفجار نوری بود دردل تاریک وظلمانی قرن بیستم.انقلابی که حکومت دوهزار وپانصد ساله طاغوت رابرچید وحکومت اسلام ناب محمدی را به جای آن نشاند.بی گمان هدف بنیان گذاران و طراحان انقلاب اسلامی تنها تعویض یک حکومت باحکومت دیگر نبوده است.انقلاب اسلامی به مثابه روحی بود که باید درکالبد وجودی مردم ایران دمیده می شد تا خود را ازیوغ ستم آزادکرده و به تعالی وتکامل برسند.انقلاب اسلامی فرصتی بودتامردم ایران باردیگر هویت خویش رابازیابند و روحیه اتکا به نفس و خودباوری را درخود بازسازی کنند.دورنمای انقلاب اسلامی ایران تحول و دگرگونی درهمه عرصه های زندگی بود که سال ها رنگ مکاتب شرقی و غربی را به خود گرفته بود.نرم افزار انقلاب اسلامی مبانی اندیشه اسلامی است.اندیشه ای که با ظهور خود درنیمه دوم قرن بیستم درقالب یک حکومت دینی شرق و غرب عالم را درنوردید وبراندام مکاتب فلسفی معاصر لرزه انداخت.اسلام پاسخگوی تمام سوالات ذهن حقیقت گرا وکنجکاو بشر است.زیرا که از مبدا هستی صادر می شود وهیچ خطایی در آن راه ندارد.هم او که ما را آفریده و خود خیر و صلاح ما بهتر می داند.باتمام این احوال ،باوجود برکات بسیاری که انقلاب اسلامی برای مردم ایران و سراسر جهان داشت،اما متاسفانه دانشگاه های ما ازفرایند اسلامی شدن کاملا عقب مانده اند.امام خمینی (ره) با علم و تدبیر و درایت خویش فرمودند:اگر دانشگاه اصلاح شود،مملکت اصلاح می شود.دانشگاه وظیفه کادرسازی و تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه را برعهده دارد.حال اگرمبانی و مکاتب غربی در دانشگاه ها تدریس شوند ودانشجویان با این مبانی رشد کرده و اندیشه ثابت آنها شود،بدیهی است که مملکت اسلامی به اهداف عالیه خود نخواهد رسید.اینکه دانشگاه درایران بیمار متولد شده و اساسا بنیان دانشگاه در دنیا براساس تربیت نیروی متخصص برای پیشبرد و توسعه اقتصاد و صنعت غرب است در اینجا محل بحث نیست .ان شاءالله در مطالب بعدی درباره این موضوع سخن می گوییم .اما آنچه مسلم است این است که در عرصه علم و دانش و به ویژه در عرصه علوم انسانی نیازمند انقلاب دیگری هستیم.چه بخواهیم چه نخواهیم برای رسیدن به اوج قله های پیشرفت و تعالی وساختن جامعه مهدوی که همانا آرمان نهایی انقلاب اسلامی است ،باید به سمت تولید علم و جنبش نرم افزاری مخصوصا در حوزه علوم انسانی پیش برویم.

     

 

  • مهدی دلبند