نامه فرهنگ

نامه فرهنگ
آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «غرب» ثبت شده است

تمدن غرب که روزگاری خود را تمدن ارشدمی نامیدوادعای کدخدایی دهکده جهانی راداشت،امروز رو به افول گذاشته و درسراشیبی سقوط قرارگرفته است.این تمدن امروز برای بقا وبه تاخیر انداختن مرگ خود می جنگد.غرب به هر راهی متوسل می شود تاتمدن پوشالی درحال احتزار خود راازمرگ حتمی برهاند وچندصباحی بیشتر به چپاول ملت هاوکشتارمستضعفان همت بگمارد.

غربی که باشعارهای زیبا و رنگ ولعاب شده ای مثل حقوق بشر و آزادی ،صدای ملت ها راخفه کرده بود،امروز بافریادبیدارشدگان ،لحظه ای آرامش ندارد وخواب های خودرابرای تسخیر جهان بربادرفته دیده ونقشه هایش برای حکمرانی بلامنازع برملت هارانقش برآب.تمدنی که ازهیچ جنایتی شرم نداردومی خواهدبازوراسلحه ،روح پست حیوانی خود رابه دیگران منتقل کند.

امروز تمام هیبت و هیمنه این کاخ ستم ووارثان فرعون دررژیم منحوس صهیون جمع است.که برای جلوگیری از افولش که همانا مرگ تمدن غرب است،حتی به کودکان چندماهه نیزرحم نمی کند.وامروز باحمله به کاروان آزادی که وجدان بیدارجهانی بدرقه راه آنها بود،شعارآزادی خود رادرعمل نشان دادند واین خودآیتی روشن ازدست وپازدن جلادان صهیون درگرداب فروپاشی است.کاروان آزادی که تنها هدفش رساندن داروبه کودک زخم خورده فلسطینی بود.کاروانی که تنها می خواست اشک های مادران غزه ازگونه هایشان بزداید وبه آنان نوید صبروپیروزی دهد.کاروانی که حامل پیام آزادی برای مردم دربندغزه بود.

اما فرزندان نمرود وفرعون باردیگرنشان دادند که «اولئک کالانعام بل هم اضل ».ودردآورترآنجاست که آنها که دستشان درکشتن جوانان سرزمین زیتون وفرزندان قدس با اسرائیل در یک کاسه است،حتی از محکوم کردن نیز دریغ دارند.وازاین دردآورترآنجاست که دنیامداران ومنافقان ومزدوران رخنه کرده درپیکره امت اسلام ،که پیش ازاین دست دوستی با گرگ های وحشی صهیون به گرمی فشرده بودند،همچنان ازپشت وازجلو خنجر درقلب بی پناهان ومظلومان فلسطین فرو می کنندوهیچ شرم وحیایی ندارند.

اینک که درآستانه بیست و یکمین سالگرد عروج ملکوتی پیرمراد همه مستضعفان عالم،خمینی عزیز قرارداریم،شاهدیم که نهال انقلاب خمینی اکنون بارورشده ودرحال میوه دادن است.اگرآن روز خمینی کبیر پرده ازچهره سفاک رژیم اشغالگر قدس برداشت،امروزدرهرگوشه جهان که نام خمینی به گوش حقیقت جویان وآزادیخوان رسیده است،فریادبرائت سرمی دهند.

اگرآن روز حضرت روح الله تمامی هیبت و شکوه کاخ های استکبار رادرهم شکست ولرزه براندام خداوندان زر و زور وتزویر انداخت،امروز ملت های بیدار ووجدان های آگاه پای خود را جای پای خمینی وآرمان خمینی می نهند.

امروز انقلاب اسلامی جهانی شده است وآن روز دیرنیست که درگوشه گوشه دنیا شاهد وقوع انقلاب های اسلامی ملت های دربندبرعلیه زورگویان باشیم.

اینک آخرین لحظات اضمحلال شیطان بزرگ است ودرگرداب خودساخته ،پنجه درپنجه مرگ انداخته وآخرین نفس ها رامی زند.

«ونرید ان نمن علی الذین استضعفوفی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»

  • مهدی دلبند

دنیای امروز ما را به سمتی برده است که ازبسیاری از چیزها غفلت کرده ایم وبسیاری ازچیزهای

دیگر را به باد فراموشی سپرده ایم.گذری بر تاریخ حدود 200ساله دنیای به اصطلاح متمدن امروز

ما را به واقعیت های تلخی از زندگی بشر رهنمون می سازد.عصری که آن را مدرن می نامند

 با ظهور خود جهانی بی نیاز از مبدا و مقصد و هدف به ارمغان آورد.خدا را از صحنه حذف کرده و

خود را بر جای اونشاند.دین و اخلاق را افیونی برای بشر دانست وهمه چیز را بر گرد مدار خود

چرخاند. راه و مسیری که انبیای عظام الهی بربشریت عرضه کرده بودند به یکباره جای خود را به

 طریق پر از ضلالت و گمراهی اندیشمندان و فلاسفه اومانیستی داد.

این گرداب خروشان در دریای پر تلاطم زندگی انسان هزاره دوم به وجودآمد و بر همه ابعاد حیات

 وی سایه گستراند.باردیگر بشر به دوران توحش و بربریت رجعت کرد . این دوران که البته

دستاوردهای عظیم علمی را به بار آورده،والبته وعده فلاح ورستگاری داده است، دوحلقه مفقوده

 دارد.اول خدا که خالق و مدبر هستی و کاینات است.بشر غربی مست از باده غرور و تکبر ، گیر

افتاده در منجلاب هواهای نفسانی، و اینچنین گستاخانه  در برابر خدای خویش قدبرافراشت واو

را کنار زد و خود افسار خویشتن به دست گرفت وسوار براسب چموش نفسانیت به دره ضلالت

 سقوط کرد.

حلقه مفقوده دوم خود انسان است. بشرغربی در بحبوحه کشفیات و اختراعات بیشمار ناگاه

هویت خویش راگم کرد. آنگاه که عقل شمارشگر ابزاری و حس و تجربه را معیار خود قرار داد

  اخلاق و معنویت را بایکوت کرد ولذت و سود را اصل قرار داد. ارزش های انسانی را در

قربانگاه لذات حیوانی خود ذبح کرد .در آشفتگی دودماشین و در سایه آسمان خراش های سر

 به فلک کشیده واین همه وسایل رفاه و آسایش وامنیت، بشری سرگشته و حیران تنها در تکاپو

برای زنده ماندن و تنازع برای بقا نفس می کشد.

دردچیست و دوا کجاست؟

 

منتظر پاسخ های شما می مانم.

                                                                                                       یاحق

 

  • مهدی دلبند

به نام خدای کودکان غزه

بیش از ۶۰سال است که سرزمین فلسطین به عنوان جبران خسارتی که یهودیان در جنگ در سرزمین اروپا دیده انددر اشغال رژیم غیرقانونی صهیونیستی است.مردم ان آواره یا تحت فشارهای سنگین نظامی و تحریم های اقتصادی و یا در زندان های مخوف اند.امروز دنیای استکبار با همه امکاناتش خون کودکان غزه را می مکد.نوار غزه از زمین و هوا زیر آتش اسرائیل می سوزد و استخوان های جوانان فلسطینی زیر تانک های مرکاوا له می شود.صدای گریه کودکان و ناله مادران غزه دل هر آزاده آزادیخواهی را به درد می آورد.

بازیگران امروز فلسطین سه راس یک مثلث شوم را تشکیل می دهند.

راس اول رژیم صهیونیستی است.این رژیم حدود۶۰سال پیش توسط دولت های استعماری تشکیل شد.فلسفه وجودی اسراییل تهدید .تجاوز و جنگ دائمی است.اینان بدون جنگ و خونریزی نمی توانند زندگی کنند.یک روز کشتار صبرا و شتیلا.یک روز فاجعه قانا و امروز نوارغزه.صهیونیست ها به هیچ یک از اصول و ارزش های انسانی پایبند نیستند.

هدف اسراییل نه تنها فلسطین بلکه دنیای اسلام است.اسراییل در رویاهای خود از نیل تا فرات را در سر می پروراند.اما امروز تنها برای بقا و زنده ماندن می جنگد.

راس دوم مثلث غرب و دولت های استعماری است.آنها شریک جرم های اسراییل اند و دستشان به خون کودکان غزه آلوده است.سردمداران جوامع غربی صهیونیست ها را حمایت و تمجید می کنند و مردم مظلوم مورد هجوم سیاسی و نظامی و تبلیغاتی قرار می گیرند.به جرم آزادیخواهی آب و برق و دارو را بر مردم فلسطین و در شهر و دیار خودشان می بندند. و با دولت برآمده از رای آنها مخافت می کنند.جریانات تروریستی تحت حمایت سیاستمداران و قدرت های بزرگ سازماندهی می شوند و به جان و مال ملت ها تعرض می کنند.

آنان که شعارهای دموکراسی و حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده است باید پاسخ دهند:آیا فلسطینیان بشرنیستند؟آیا حقوق ندارند؟آیا دولتشان غیر دموکراتیک است؟

اینان از کدام حقق بشر و حقوق کدام بشر می گویند؟

اما در  راس سوم این مثلث شوم سران خائن کشورهای عربی قرار دارند.همان هایی که دینشان را به دنیایشان فروخته اند .همانانی که بنده شکم و شهوت خویش اند.آنانی که صدای درگلو شکسته برادران خود در غزه را نمی شنوند.

سران خائن عربی با برگزاری نمایشی کنفرانس ادیان در واقع چرا سبزس به اسراییل برای حمله به نوار غزه نشان دادند.

امثال حسنی مبارک ها باید بدانند که روح خالد اسلامبولی در میان جوانان مومن و انقلابی زنده است و بترسند از روزی که کاسه صبر ملت های اسلامی لبریز شود.یآدشان باشد که اسراییل حتی به آنها هم رحم نخواهدکرد.

اسراییل با حمله به غزه برای خود گورستان ساخت .

به امید ظهور یگانه منجی عالم بشریت حضرت اما عصر(عج)

غروب عمر شب انتظار نزدیک است               طلوع مشرقی آن سوار نزدیک است

دلم قرار نمی گیرد از تلاطم عشق                مگو برای چه وقت قرار نزدیک است

  • مهدی دلبند

دنیای امروز ما را به سمتی برده است که از بسیاری از چیزها غفلت کرده ایم.بسیاری از چیزها را از یاد برده ایم.سیری در تاریخ نه چندان دور گذشته بر بشر امروز و تامل در آن ما را با واقعیت های تلخی آشنا می کند.دنیای پاستوریزه شده و هموژه نیزه شده امروز که آن را عصر مدرنیته می نامند ما در توهمات  غرق کرده و با ظهور خود خدا را از یادها برده است.یادمان می آید اخلاقی و انسانیتی وجود داشت که در کشتارخانه عصر برهوت معنوی ذبح شد.یادمان می آید خدایی در همین نزدیکی بود که انسان امروز نه خدا را  که خود را گم کرده است و نه از خدا که از خود دور شده است.آسفالت هایش صورت زمین را سیاه کرده و برج هایش صورت آسمان را خراشیده است. بوق ماشین هایش گوش آدم علیه السلام را در بزرگراه تاریخ کر کرده است و دود ماشین هایش ابرهای آسمان را به سرفه آورده است.هیچ چیز رنگ واقعیت ندارد.مدرنیته راه چند هزارساله را یک شبه پیموده است. درطول سیصدسال میراث انبیا را که با خون دل ها به دست بشریت دادند برباد داده و مسیر تحقق اهداف آنان را عوض کرده است.این گرداب بی حاصل هیچ گونه آرامشی برای ساحل نگذاشته و همچنان لحظه به لحظه همه چیز را در خود می بلعد.دنیایی که بشرامروز برای خود ساخته سرابی بیش نیست .بشرامروز در یک دور و تسلسل بی پایان گرفتارآمده است. می خورد که زندگی کند و زندگی می کند که بخورد. به قول یکی از علمای بزرگ (حضرت آیت الله مصباح یزدی)زندگی امروز مثل این مثال است که: شخصی ماشین خود را به پمپ بنزین می برد به او می گویند چرا بنزین میزنی؟ می گوید می خواهم به پمپ بنزین بعدی برسم .حرکت می کند و به پمپ بنزین بعدی می رسد. می گویند چرا بنزین می زنی؟می گوید می خواهم به پمپ بنزین بعدی برسم. واین قضیه همین طور ادامه دارد.

در این وادی هزارتوی پرپیچ و خم تاریک  اما کسانی هستند که فانوس به گرفته و به دنبال آدمیت گمشده  می گردند. هستندکسانی که خسته از بیماری سهمگین دنیازدگی به دنبال درمان این تومور بدخیم سرطانی هستند.

اما تنها داروی این بیماری لاعلاج همانا بازگشت به مسیر انبیای الهی و افتادن در دامان اخلاق و معنویت ویافتن حقیقت گمشده خویش است.

دی شیخ دوش گرد شهر همی گشت و گفت         کزدیو ودد ملولم و انسانم آرزوست  

  • مهدی دلبند